25 سوال مهم قبل از ازدواج


قبل از ازدواج این 25 سئوال را حتماً از همسر آینده خود بپرسید:
1) آیا شما می‌خواهید بچه‌دار شوید؟ اگر مایلید چند فرزند؟
2) اگر زمانی مشخص شد من یا شما قادر به بچه‌دار شدن نیستیم، آیا قبول دارید كه فرزندی را از پرورشگاه بپذیریم و بزرگ كنیم
3) اگر در آینده صاحب فرزند شویم، آیا حاضرید او را به مهدكودك بفرستیم؟ در غیر این صورت چه كسی از او نگهداری خواهد كرد؟
4) آیا مادر باید از شغل خود چشم بپوشد و از فرزندان نگهداری كند؟ در این صورت وضعیت مالی زندگی مشترك به چه وضعی در خواهد آمد؟ آیا مرد خانه قادر است در این صورت زندگی را به تنهایی اداره كند؟
5) تعطیلات را چگونه بگذرانیم؟ آیا برنامه تعطیلات را دو نفری خواهیم گذراند یا حتماً باید با فامیل به تعطیلات برویم؟
6) در مواقعی كه جر و بحث پیش می‌آید ، چه واكنشی نشان می‌دهید؟ آیا عصبانی می‌شوید؟ در صورت عصبانیت چه رفتاری از خود نشان می‌دهید؟
‌7) نظر شما در مورد تعهد به زندگی چیست؟ در صورت خیانت از طرف خود‌تان یا من چه واكنشی نشان می‌دهید؟
8) در مورد فرزندان چه رفتار و انطباقی مدنظرتان است؟
9) عقاید مذهبی شما چگونه است؟
10) در مورد روابط زناشویی چه‌نظری دارید؟
11) در مورد مسائل مالی چه‌نظری دارید؟ درآمد هركدام از ما چگونه خرج می‌شود؟
12) هزینه‌های زندگی بر چه مبنایی تعیین می‌شود؟ منبع درآمد چگونه است و آیا كفایت زندگی مشترك را می‌كند؟ آیا امكان پس‌انداز وجود خواهد داشت؟
13) ‌2 سال، 5 سال، 10 سال و 20 سال آینده، خود را چگونه می‌بینید؟
14) ساعات خواب و بیداری و كارتان چگونه است؟ صبح‌ها زود بلند می‌شوید؟ آیا عادت دارید شب‌ها تا دیروقت بیدار باشید؟
15) چه‌كسی مسئول خرید منزل، پخت و پز و تمیز كردن است؟ آیا در این زمینه كمك می‌كنید؟ 16) عادت خرج‌كردن پول در شما چگونه است؟ هر ماه چه میزان پس‌انداز می‌كنید؟
17) آیا در خانواده شما سابقه بیماری روانی وجود دارد؟
18) در مورد مسائل زیر ، اهداف طولانی‌مدت و كوتاه‌مدت شما چگونه است: شغل، فرزندان، مالكیت منزل و هر نوع متعلقات كه به هر دوما مربوط است؟
19) كجا زندگی خواهیم كرد؟ محل سكونت و منزل ما كجا و با چه شرایطی خواهد بود؟
‌20) شهر محل سكونت ما كجا خواهید بود؟ آیا این شهر تغییر می‌كند؟
21) آیا شغل شما به صورتی است كه مجبورید شب‌ها كار كنید؟
22) آیا برای همسر آینده خود محدودیت‌هایی در ذهن دارید؟
23) وقتی استرس دارید، ناراحتید و یا درگیری ذهنی شدیدی دارید، بهترین روش كمك به شما چیست؟
24) اگر در ازدواج مشكلی پیش بیاید، تا چه مدت می‌توانید صبر كرده و مشكل را حل كنید؟ آیا مسئله‌ای در ذهنتان وجود دارد كه اگر در زندگی مشترك بروز كند به‌نظرتان غیرقابل ترمیم و جبران است؟
25) پنج روش كوچكی كه شما به وسیله آن هر روز می‌توانید به همسرتان بگویید و نشان دهید كه دوستش دارید (البته بدون آنكه همسرتان تقاضا كند) چیست؟

نامه سرگشاده به احمدی نژاد/تو موجب وهن نظامی!!


بسم الله الرحمن الرحیم

راست می گویند تو موجب وهن نظامی!! مشکل در اندیشه تو است. نه آرمانگرایی نه واقع گرا... نمی دانم چه هستی؟! خط امام خمینی عزیز را که فراموش کرده ای و دغدغه های ایشان را اصلا نمی شناسی! با نیازهای امروز دنیا هم که آشنایی نداری.... همین مساله باعث شده هر جا بروی شر به پا کنی: دانشگاه کلمبیا، کنفرانس دوربان2 و همیشه موجب سرافکندگی جمهوری اسلامی شوی!!
کمی منطق داشته باش... چرا فکر می کنی نماینده �مظلومین همیشه تاریخ، محرومان و پابرهنگانی�؟
آخر مگر �جنگ ما جنگ عقیده است که جغرافیا و مرز نمی شناسد�؟
چرا باید از �مسلمانان آزاده ی جهان که علی رغم اختناق سیاسی حاکم بر آن ها با ترتیب کنفرانس ها و مصاحبه ها و سخنرانی ها پرده از اسرار جنایت بار آمریکا و ... برداشتند و مظلومیت ما را به دنیا نشان دادند تشکر� کنی؟
چرا ریشه همه مشکلات را این گونه تحلیل می کنی؟ چرا اعتقاد داری �تا زمانی که تعادل قوا در جهان به نفع مسلمانان برقرار نشود همیشه منافع بیگانگان بر منافع آنان مقدم می شود و هر روز شیطان بزرگ به بهانه حفظ منافع خود حادثه ای را به وجود می آورد�؟
چرا اعتقاد داری�اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدی با جهان خواران حل نکنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند آسوده نخواهند بود�؟
چرا توهم کرده ای �عطر خون های پاک شهدای عزیز ما در تمامی جهان پیچیده و اثرات آن را در اقصا نقاط عالم مشاهده می کنیم�؟
نباید �مانند صاعقه بر سر آمریکا و اسرائیل فرود می آمدی�...
آخر به ما چه که �جهان امروز تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی است�
و مگر تو وظیفه داری �مسلمانان را در یک تشکیلات بزرگ اسلامی برای از بین بردن رونق و زرق و برق کاخ سفید� سامان دهی کنی؟
باید می فهیمدی این گونه حرف زدن دیگران را بر ضد ما می شوراند؟ دیدی چطور عکس العمل نشان دادند؟ چه کسی به تو گفته �قلب ها و چشمان پرفروغ شما کانون حمایت از محرومان شده است و شراره ی کینه ی انقلابی تان، جهان خواران چپ و راست را به وحشت انداخته�؟

***
شنیده ام می خواهی در همه کنفرانس های بین المللی حاضر شوی؟! خدا به خیربگذراند... خواهش می کنم کمی دقت کن! ببین رفتارت چه تأثیری در دنیا داشته؟ اگر در رفتار و گفتارت دقت می کردی که سیاستمداران، رهبران جنبشهای سیاسی، متفکران و ... درباره تو این گونه موضع گیری نمی کردند:
� اساسا مشکل تو این است که زبان دیپلماتیک را بلد نیستی. هر چه می خواهی راحت می گویی. ببین اینها سخنان امام جمعه واشنگتن درباره تو است: چنين چيزي (شجاعتي) در ساير سياستمداران وجود ندارد. احمدي‌نژاد تنها رهبر سياسي است كه به صراحت و صادقانه و بدون استفاده از الفاظ سياسي، در بزرگترين مجامع رسمي به بحث صهيونيستم پرداخته است. سخنان آقاي احمدي‌نژاد دقيقا هماني بود كه از ايشان انتظار مي‌رفت.
� چرا از حاکمان کشورهای عربی یاد نمی گیری؟ ببین آنها هیچ وقت با صحبت هایشان فتنه برپا نمی کنند اهل صلح و گفتگو هستند. به همین دلیل هم اندیشمندان عرب حق دارند تو را با حاکمانشان مقایسه کنند. ببین آقای التمیمی استاد دانشگاه بغداد چه گفته: چيزي كه‌ احمدي نژاد دارد و ديگر رهبران كشورهاي عربي فاقد آن هستند، "شجاعت و دفاع از حقوق مستضعفان " است كه‌ طبق فرمان خداوند بزرگ هر انسان مسلمان و آزاده‌اي بايد اين دو صفت را در وجود خود جاي دهد. التميمي در ادامه‌ سخنانش به‌ دعوت تو ايران براي اصلاح شوراي امنيت و حذف حق وتو اشاره‌ كرده و گفته: این پيشنهادي براي آزادي و برابري تمامي ملت‌هاي جهان است و جوامع جهاني بايد از اين پيشنهاد "احمدي نژاد " استقبال كنند و آن را به‌ فال نيك بگيرند چون حق وتو چندين بار موجب شده‌ كه‌ جنايات رژيم صهيونيست در عليه‌ بشريت بدون پاسخ باقي ماند.
� رفتار تو باعث شده جنبشهای اسلامی معاصر حرف های بزرگ بزنند چرا باید دکتر کمال الهلباوی سخنگوی سابق اخوان المسلمین بگوید: 100درصد به سخنان و مواضع احمدي نژاد در كنفرانس ضد نژادپرستي دروبان2 افتخار مي‌كنم، و شكل‌گيري يك نظام جديد جهاني به رهبري و حضور فعال ايران، ونزوئلا، حزب‌الله و حماس را خواستار شود؟
� من نمی فهم چه کسی به تو مأموریت داده قلب زخم خورده مردم فلسطین را شاد کنی؟ همین کارها را کردی که فرج القم رئیس دادگستری فلسطین به تو گفته: از شما بابت سخنراني خوب در اجلاس دوربان2 تشكر مي‌كنم و ما هم مثل شما خواستار از بين رفتن نژاد پرستي و تغيير در شوراي امنيت هستيم و مواضع حق وتو بايد اصلاح شود. بعد هم گفته: درست است كه نمايندگان اروپايي و لابي صهيونيستي در هنگام سخنراني شما عليه اسرائيل و نژاد پرستي‌هايش سالن را ترك كردند، ولي سخنراني شما دل ملت‌هاي صلح دوست و آزاده را شاد كرد.
� مگر مجبورت کرده اند در سیاست خارجی به دستور قرآن عمل کنی و اسرائیل و آمریکا را به خشم آورده، به آستانه مرگ برسانی؟ آخر قدری هم به قلب ضعیف حاکمان اسرائیل رحم کن! مگر نخواندی "سيلوان شالوم" معاون نخست وزير اسرائيل كه در اردوگاه مرگ متعلق به دوران نازي در "اشوويتس ـ بيركنائو " سخن مي‌گفت، سخنراني تو را در كنفرانس ضدنژادپرستي سازمان ملل را "شرم آور " خوانده. و گفته: ايران از هيچ كاري براي محو اسرائيل از روي نقشه فروگذار نمي‌كند ". آنها هم خوب فهمیده اند که تو به کمتر از زائل شدن این غده سرطانی راضی نمی شوی.
� حتی نویسندگان اردنی هم مساله را خوب تحلیل می کنند ببین خالد جعافره چه نوشته: ما پيش بيني چنين رفتاري را مي‌كرديم و مطمئن هستم كه رئيس جمهور ايران نيز به خوبي مي دانست كه عده اي در اين جلسه كارشكني خواهند كرد ولي عدم شركت در اين اجلاس به خاطر ترس از به هم خوردن سخنراني، مهر تاييدي بر رفتار نژادپرستان بود. روزنامه هاي اسرائيلي فاش كردند كه كساني كه سعي در ايجاد اغتشاش در جلسه داشتند، توسط رژيم صهيونيستي اجير شده بودند كه قصد تخريب جمهوري اسلامي را داشتند ولي شاهد بوديم كه نتيجه برعكس بود و دست اين رژيم براي همگان رو شد.
� می بینی؟ حزب الله لبنان که امید مستضعفان جهان است هم نتوانسته نسبت به رفتار تو سکوت کند و سخنرانى تو را در كنفرانس مبارزه با نژاد پرستى "دوربان 2 "در ژنو ، موضعگيرى شجاعانه و مسئولانه دانست. حزب‌الله لبنان در بيانيه خود اعلام كرده، موضع‌گيري شجاعانه و مسئولانه تو در كنفرانس دوربان 2، پشتوانه اساسى براى آرمان فلسطين و مايه اميدي براي همه مستضعفان جهان است كه توانايي رويارويي با گردنكشي، ظلم، تبعيض و اشغالگري را دارند.
� اگر رفتارت منطقی بود که �یوسف الغوش� عالم اهل سنّت لبنانی برایت نامه نمی نوشت و نمی گفت: همانا موضع شرافتمندانه شما در كنفرانس دوربان 2 در ژنو (مبارزه عليه نژادپرستي) به تمام جهانيان ثابت كرد كه شما شايسته‌ترين و صادق‌ترين دفاع را از امت اسلامي و از مسئله فلسطين به عمل آورديد. عمل كساني‌ كه از حضور در اين كنفرانس خودداري كردند، مصداق فرموده خداوند متعال است كه مي‌فرمايد: �قل موتوا بغيظكم� (بگو از ناراحتي بميريد) و آناني كه هنگام سخنراني شما از سالن خارج شدند تنها مي‌توانند مصداق اين كلام خداوند باشند كه مي‌فرمايد: �كانهم حمر مستنفره فرت من قسوره� گويي مانند حمار رميده از مقابل شير فرار مي‌كنند.
� لااقل اگر کمی عربی یاد می گرفتی می فهمیدی کشورهایی که اینقدر علیه ما سرو صدا می کنند هم مجبور شده اند درباره سخنرانی ات مطلب بنویسند و به شکست سنگین اسرائیل اعتراف کنند. روزنامه کل العرب در تحلیل سخنرانی ات نوشته: برخي كشورها به تحريم كنفرانس تهديد كردند و حتي سخنراني احمدي‌نژاد را نيز قطع كردند؛ عملا همه اينها عملي شد و اين كارها نشان مي‌دهد اسرائيل چقدر از رسوا شدن چهره حقيقي‌اش متضرر مي‌شود
� چه اصراری داری سخنگوی مستضعفان جهان بشوی؟ اگر این هدف را نداشتی که عبدالحمید دشتی حقوقدان کویتی درباره تو نمی گفت: جمهوري اسلامي ايران در دفاع از ملت‌هاي مسلمان و آزاديخواه جهان همواره پيشتاز بوده، سخنراني دكتر احمدي نژاد نشان داد كه "زبان احمدی نژاد "، زبان تمامي ملت‌هاي آزاديخواه جهان است.
اینها که اینجا آوردم تازه گوشه بسیار کوچکی است از آنچه درباره تو گفته اند.
می بینی چقدر موجب وهن نظام شده ای؟!!

نویسنده حمیدرضا غریب رضا

يوسف من خواهد آمد


چند وقتيه جمعه شبها ساعت ده که مي شه همه چهار چشمي ميخ جعبه ي جادويي مي شيم که سريال يوسف پيامبر پخش مي شه. اوائل يادمه خيلي ها منتظر بودند که زليخا رو ببينند، صداشو بشنوند و حتي لباس پوشيدنش رو نگاه کنند اما، اما از وقتي زليخا پير شد، از وقتي زليخا کور و نابينا شد ديگه خيليها دوست ندارند اونو ببينندو يا حتي حوصله شنيدن حرفاش رو ندارند البته بعضيها دلشون به حال زليخا مي سوزه و منتظرن تا يوسف زودتر سراغش رو بگيره و درد و رنجاش تموم بشه اما من دلم به حال زليخا نمي سوزه دلم به حال خودم مي سوزه و به زليخا حسوديم مي شه، هر وقت زليخا رو مي بينم به اين فکر مي کنم که تاريخ گذشته الگوهايي را براي ما حفظ کرده که يادمون نره بايد چه جوري باشيم، عشق زليخا ـ جداي از اون هوس ناپاک اوليه اش ـ يه الگو براي منه، براي تو و براي هر کسي که ادعا مي کنه عاشق امام زمانه، زليخا نشون داد که يه منتظر واقعيه براي پيامبر عصرش، همون وقتي که گفت: اگه يوسف مي تونه ببخشه چرا من که عاشق يوسفم نتونم ببخشم،عاشق بايد رنگ و بوي معشوق به خودش بگيره، زليخا مي گفت:زيبايي و لباس و قصر و پول و ... به چه کارم مياد وقتي که يوسف نيست، زليخا توي همون ميعادگاه هميشگي که منتظر يوسف بود وقتي همه مي گفتند يوسف نمياد فرياد مي زد: يوسف من مياد من بوي يوسف رو حس مي کنم . وقتي به زليخا گفتند: تو کوري و نمي توني يوسف رو ببيني، گفت: ديدن يوسف چشم سر نمي خواد من يوسف رو با چشم دلم مي بينم مثل خيلي از بزرگاي ما که مي گفتند اگه امام زمان از توي کوچه ي ما رد بشه صداي پاش رو مي شنويم و مي شناسيم، زليخا مي گفت: انتظار به زندگي من معني ميده چرا شما مي خواين اميد رو از من بگيريد، اون مي گفت: انتظار هدف زندگي منه مي خوام منتظر يوسف بمونم، زليخا مي گفت: ... زليخا فقط حرف نمي زد، زليخا عمل مي کرد، زليخا واقعا منتظر و عاشق پيامبر زمانش بود؛ کاري که خيلي از ما از اون عاجزيم.
من که هر وقت يوسف رو مي بينم به ياد امام زمانم مي افتم اما وقتي زليخا رو مي بينم از خودم خجالت مي کشم که اسم منتظر رو يدک مي کشم، شما چي؟

18 فاكتور جذابیت زنان از نگاه مردان


1- علائم جـوانی ( انـرژی، انــعطاف پذیری، پوست هـموار و شفاف، سرزندگی )2- علائم تندرستی ( پوســت شـــفـاف، فـقـدان بـیماری، تناسب اندام)3- بالا تنه (سیـنــه های) بزرگ. سیـنه ها و باسن خوش فـرم، سـفـت و كـامـلا گـرد. (كه نشانه سلامتی و توانایی تولید مثل میباشند)4- نسبت دور كمر به دور باسن. هر چه این میزان كمتر باشد زن جذاب تر و زیبا تر بنظر میرسد. نسبت 0،6 تا 0،8 نشانه سلامتی و باروری زن بوده و 0،7 ایده آل ترین نسبت میباشد.5- تقارن در جسم و صورت. یـــكی از عوامل بسیار مهم در هر دو جنس محسوب میگردد. تطابق نیمه راست و چپ بدن.6- چهره كودكانه (بیبی فیس) و تخم مرغی شكل.7- عدم وجود هر گونه نشان بیماری و یا پیشرفت سن: چین وچروك، موی سر خاكستری، رنگ رخسار نامناسب، لكه های روی پوست، دندانهای ناسالم در تمام جهان نازیبا تلقی میگردد.8- موهای براق، ضخیم و پرپشت.9- دندانهای سفید، متقارن و بزرگ.10- پیشانی بلند تر. (نشانه حجم مغز بیشتر و هوش بالاتر)11- چشمان درشت با فاصله بیشتر از یكدیگر.12- ابروهای نازك و تیره.13- مژه های تیره تر و بلندتر.14- بینی باریك و كوچك.15- لبهای پر.16- صورت باریك.17- استخوان گونه برجسته و چانه كوچك.18- پاهای كشیده و بلند. (البته متناسب با دیگر اجزاء بدن) زانوهای لاغر- بدن بی مو، ناخنهای آراسته و اندكی بلند (و نه ناخنهای مصنوعی!)

روانشناسی (24 نشانه خانواده خوشبخت)


طبیعی‌ترین شکل خانواده ‌این است که هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفکند .
کوشش مصلحان جامعه ، مخصوصاً پیامبران خدا ، این بوده است که نظام خانواده ، یک نظام مستحکم و پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این کانون سعادت را متلاشی گرداند . به هرحال خانواده خوشبخت نشانه‌هایی دارد که در اینجا به چند نمونه آن اشاره می‌شود :
1-در بین اعضای خانواده جمله « به من چه یا به توچه » ردو بدل نمی‌شود ، چرا که اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسؤولیت می‌کنند .
2-افراد به یکدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی‌کنند و اعتماد را یکی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می‌دانند .
3- تاجایی که امکان دارد با هم هستند و در مهمانی‌ها یا کارهای مربوط به خانواده تنها نمی‌روند . همدلی ، همکاری ، همفکری ،‌ هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می‌دانند.
4- باهم اتحاد دارند و در مسایل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم می‌رسند و سعی می‌کننداگرسوء تفاهم به وجودآمد ، آن را در درون خود بدون این‌که کسی بفهمد حل کنند .
5-به سلیقه‌ها و عقاید یکدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می‌کنند .
6-نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته‌های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می‌کنند .
7-به حریم یکدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی‌روند .
8-نگران سلامت روحی و جسمی یکدیگر بوده و از هم مراقبت می‌کنند .
اگرچنانچه مشکلی به وجود آید سعی وافر در حل مشکل را دارند .
9-در بیشتر اوقات لحظات خوشی را که بایکدیگر بوده‌اند مرور می‌کنند ،
دنبال خاطرات تلخ نیستند ، دوست دارند همیشه در خوشی ، شادی و نشاط زندگی کنند .
10-برای فامیل‌ها و همسایه‌های خود اهمیت قائل‌اند و پذیرای فامیل یکدیگر هستند .
11-از امور مالی یکدیگرخبردارند و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی‌کنند ،
صرفه‌جویی و پس‌انداز کردن جزء برنامه‌های اقتصادی خانواده‌های خوشبخت است .
12-برای رشد یکدیگر تلاش کرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می‌کنند .
13-افراد به هم افقی نگاه می‌کنند نه عمودی ، یعنی هیچ کس خود را برتر از دیگری
و در مقام قدرت نمی‌بیند . دیکتاتوری ، زور و قدرت طلبی حاکم نیست .
14- همه اعضاء احساس برنده بودن ، موفق بودن ، امیدداشتن می‌کنند و خودشان را در زندگی برنده می‌دانند .
15-درکنار هم احساس امنیت و آرامش می‌کنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری .
16- علاقه ، عشق ، محبت ، صفا و یکدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یکدیگر ابراز می‌کنند .
17-از یکدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند .
18-اگر مشکلی پیش بیاید به راه‌حل فکر می‌کنند و به دنبال مقصر و گناهکار نمی‌گردند
، دست به علت‌یابی و ریشه‌یابی آن مشکل می‌زنند و راه‌حل منطقی ارائه می‌دهند .
19-هریک از طرفین پیوسته به فکر خوشحال کردن و راضی نگه‌داشتن یکدیگر هستند .
20-زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می‌کنند ،
اول خود بعد دیگران ، زندگی آنها به خاطر بچه‌ها یا ترس از طلاق و حرف‌ مردم نیست .
21-زن و مرد می‌توانند هرروز به دنیای اختصاصی یکدیگر نزدیک‌تر شوند ، کار به مسایل خصوصی و زندگی دیگران ندارند .
22-با درخواست‌های یکدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند .
23-زن و مرد در کنار یکدیگر هستند نه رودر رو و رقیب یکدیگر ، بلکه رفیق هم هستند و واکنش منفی از خود نشان نمی‌دهند .
24-خانواده‌های خوشبخت تلاش دارند که بچه‌های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند .

اظهارات مايلي کهن


مثل اينكه محمد مايلي‌كهن نمي‌خواهد دست از حواشي و اتفاقاتي كي در فوتبال ايران مي‌افتد، بردارد. انگار او خودش تبديل به يكي از حاشيه‌سازترين و جنجالي‌ترين چهره‌هاي فوتبال ايران شده است.
به گزارش ايپنا ، سايت ورزشي گل امروز صبح با انتشار اظهارات ناپسند روز گذشته محمد مايلي کهن ، فضاي فوتبال ايران را مورد نقر قرار داد.اين سايت معتبر فوتبال در گزارش خبرنگار خود از ديدار روز گذشته صبا و سايپا نوشت : حاجي در آخرين بازي ليگ‌برتر، باز هم چهره عصباني خود را نشان داد تا و با پرخاش نسبت به اين اتفاقات واكنش نشان داد . مايلي‌كهن ابتدا از زمين بازي اخراج شد، خودش دليل اين اخراج را در كنفرانس مطبوعاتي اينگونه بيان مي‌كند:«به داور اشاره كردم تا بيايد كنار زمين با او حرف بزنم به او گفتم اين آقا محيط مقدس فوتبال را با باغ‌وحش اشتباه گرفته است.برخورد و لحنش در شان فوتبال ايران نيست. داور گوش نكرد و بحث‌ها و اعتراضات من ادامه دار شد تا داور هر دو ما را اخراج كرد.» گويا فيروز كريمي در اين بازي يكي از بازيكنان تيمش را به نام يكي از حيوانات صدا كرد كه خشم حاجي‌مايلي‌كهن را برانگيخت.
حقتان استجالب اينجاست بعد از اتمام بازي درحالي كه داور به همراه كمك‌داوران منتظر بود تا بازيكنان از زمين خارج شوند، سيدجلال حسيني به داوران حمله‌ور شد كه مايلي‌كهن در مقابل او ايستاد تا دست مدافع سايپايي‌ها به داور نرسيد.
اين درحالي است كه خود حاجي با لحن جالبي به آنها گفت:«لياقت شما همين كريمي است كه با شما همين طور برخورد كند.» كنفرانس مطبوعاتي مايلي‌كهن بعد از صحبت‌هاي فيروز كريمي جنجالي‌تر شد. او همان ابتدا به سرمربي صبايي‌ها حمله كرد و گفت:«كريمي دلقك است . شما تلويزيوني‌ها هم تبليغ او را مي‌كنيد و عكس و تصوير و صحبت‌هايش را پخش مي‌كنيد. من نام همه را افشا مي‌كنم چند نفر ديگر هم در فوتبال ايران هستند كه نام آنها را هم افشا خواهم كرد.»
فدراسيون رنگ عوض كرد
جالب اينجاست مايلي‌كهن در مورد فدراسيون و مهدي تاج هم حرف مي‌زند:«وقتي تاج با من صحبت مي‌كرد از شهيد باكري‌ها و شهيدان ديگر برايم مي‌گفت كه مرا بارها تحت‌تاثير قرار مي‌داد. من مطمئنم آقاي تاج براي افشين قطبي از تام‌كروز و بازيگران هاليوودي مثال مي‌زند. فدراسيون چرا اينقدر رنگ عوض كرده.»
اينها نماينده نيستند
صحبت‌هاي حاجي حتي به مجلس و كميسيون ورزش هم مي‌كشد:«در مجلس دوستان در مورد تيم‌ملي صحبت كرده‌اند و اعلام آمادگي كرده بودند تا از من حمايت كنند متاسفانه اين اتفاقات افتاد. من نمي‌دانم چطور آنها نام خود را نماينده مجلس اين مملكت مي‌گذارند من به مقدار نجف‌نژاد مي‌گويم«بي‌مقدار» نجف‌نژاد. او حرفش را 180درجه تغيير داد، با استقلال همان كاري را كرد كه همه ما مي‌دانيم. »
شما رفيق قطبي هستيد
محمد مايلي‌كهن كه حسابي به هم ريخته است. او درپاسخ به اين پرسش كه شمايي كه نسبت به فحاشي هواداران استقلال آن واكنش را نشان داديد، چرا در مقابل فحاشي‌ هواداران سايپا كه توسط كانون هواداران اين باشگاه جمع شدند هيچ واكنشي نشان نمي‌دهيد. او با لحن جالبي پاسخ داد از كجا معلوم شما به آن هواداران خط نداده باشيد. خبرنگاري گفت:«ما آدم‌هاي معمولي هستيم مثل شما نيستيم» حاجي پاسخ داد:« آره ، شما رفيق‌هاي قطبي هستين پارتي قطبي اوباما است و طرفدارانش تام‌كروز ، رفيق من احمدي‌نژاد است وهر روز هم ارادتم بيشتر مي‌شود دلتان بسوزد. قطبي از اين مملكت با آن وضع رفت، همه را لحن بد خطاب كرد، خارج از كشور عليه ما صحبت كرد اما با سلام و صلوات به ايران بازگشت و تيم‌ملي اين بزرگي را به دستش داد. براي مسئولان سازمان و فدراسيون متاسفم. آدم‌ها چه زود رنگشان را عوض مي‌كنند.

غذای مورد علاقه احمدی نژاد مشخص شد


«جمعي از دانشجويان مستقل دانشگاه هاي ايران» خاطراتي از محمود احمدي نژاد را گردآوري کردند. اين خاطرات که در 250 بند تنظيم شده، از سوي «رجانيوز» سايت حامي دولت با عنوان «فرزند ملت» منتشر شده است.
بنا بر اين گزارش اين خاطرات طي گفت وگوي دانشجويان با وزرا، منشي و راننده احمدي نژاد در زمان شهرداري و معاونان و مسوولان دفتري احمدي نژاد گردآوري شده است. بخشي از اين روايات را در زير مي خوانيد.
احمدي نژاد شاعر - از سفر استاني مشهد برمي گشتيم. وقت پياده شدن از هواپيما، دکتر احمدي نژاد چند ورق کاغذ به من داد تا نگه دارم. روي کاغذها دست خط دکتر بود. اشعار زيبايي سروده بود. برايم جالب بود که دکتر شعر هم مي گويد.
- در جشن کتاب سال آقاي حداد و دکتر با هم حضور داشتند. بعد از سخنراني آقاي حداد، دکتر بالاي سن رفت و مشغول سخنراني شد. آقاي حداد که خودش هم اديب است، با يک حالت تعجبي در گوشم گفت؛ آقاي احمدي نژاد خيلي خوب صحبت مي کند،
- در زمان تصدي شهرداري يک بار از راننده اش خواست يک بيل بخرد و بگذارد داخل ماشين. راننده با تصور اينکه دکتر مزاح کرده، قضيه را فراموش کرد. چند روز بعد دکتر از راننده پرسيد بيل را خريده يا نه. راننده بيل را تهيه کرده و پشت ماشين گذاشت، اما هنوز نمي دانسته بيل به چه کار دکتر مي آيد تا اينکه همان شب در گشت شبانه در سطح شهر، متوجه گرفتگي جوي آبي شدند. دکتر از راننده خواست ماشين را نگه دارد. بعد پياده شد و با آن بيل راه آب جوي را باز کرد. از آن به بعد اين کار بارها و بارها تکرار شد.
- دکتر گاهي تسبيح، انگشتر و حتي کاپشني را که مي پوشد، هديه مي دهد. يعني مردم نامه مي نويسند، از او مي خواهند، او هم از ما کارمندان دفتر مي خواهد به آدرس درخواست کننده پست کنيم.
- وقتي دکتر به رياست جمهوري انتخاب شد، مي خواست در همان منزل شخصي اش در نارمک سکونت کند. از لحاظ امنيتي به ايشان چنين اجازه يي داده نشد؛ براي همين مجبور شد به پاستور بيايد. آنجا هم يکي از خانه هاي قديمي را براي سکونت انتخاب کرد که گويا در سال هاي رياست جمهوري آيت الله خامنه يي خانواده ايشان هم آنجا سکونت داشتند. ما بچه هاي محافظ منتظر بوديم دکتر سفارش خريد وسايل زندگي نو را براي خانه جديد به نهاد رياست جمهوري بدهد، اما دکتر مختصري وسايل زندگي از منزل مادر خانمش که گويا بلااستفاده مانده بود، به خانه پاستور آورد. تنها خريدشان در اين خانه آن هم با هزينه شخصي، يک اجاق گاز ايراني بود. در جريان نامه دکتر به بوش رئيس جمهور امريکا يک بار آقا مدظله العالي با رضايتمندي از اين اقدام دکتر، درباره اين ابتکارش پرسيد. دکتر هم براي ايشان توضيح داد وقتي آقا آن سال را سال پيامبر اعظم اعلام کردند، دکتر ياد نامه هاي حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم افتاده و با خودش گفته خوب است آقا هم چنين نامه هايي براي سران ابرقدرت هاي مستکبر بنويسد. اما با ملاحظه اينکه ممکن است نامه ها بي پاسخ بماند يا پاسخ نامه ها اهانت آميز باشد و شأن ولايت خدشه دار شود، خودش دست به نوشتن نامه زده.
- دکتر بين غذا ها قورمه سبزي و آش را خيلي دوست دارد. چون دستپخت خوبي دارد، خودش هم اين غذاها را آن موقع که فرصت داشت،درست مي کرد.
- يکي از وزرايي که در خيابان پاستور و در همسايگي دکتر زندگي مي کند، تعريف مي کرد؛ يکي از جمعه هاي ماه رمضان بود. دم افطار در زدند. آيفون را که برداشتم، ديدم دکتر پشت در است. رفتم دم در. يک کاسه آش دستش بود. گفت دستپخت خودش است. ظاهراً براي بقيه همسايه ها هم برده بود،
- به خاطر ارادت قلبي و خاصي که دکتر به آقا (مدظله) دارد، بهترين زماني که کارکنان دفتر مي خواهند حرفي يا خطاي کاري را که مرتکب شده اند، به دکتر منتقل کنند، زماني است که ايشان از پيش آقا برمي گردند. دکتر هر هفته يک روز خاص را با آقا ديدار خصوصي دارد. وقتي جلسه شان تمام مي شود و دکتر به نهاد برمي گردد، آنقدر شاد، پرانرژي و بانشاط است که کارمندان مطمئن هستند خطايشان را مي بخشد.
- دکتر عادت ندارد کارهاي شخصي اش را به کسي واگذار کند. خدماتي ها از خدايشان است که دکتر به آنها کار بسپارد. اما بارها شده وقتي مثلاً با تلفن کار دارد و گوشي دور از دسترسش هست، به منشي و خدماتي ها که آنجا براي انجام وظيفه ايستاده اند، نمي گويد گوشي را به من بده، خودش بلند شده، دور زده، گوشي را برمي دارد،
ارادت احمدي نژاد به امام زمان(عج)
- يک بار يکي از روحانيون با لحن طلبکارانه يي به دکتر اعتراض کرد؛ براي چه و به چه حقي اين همه در مورد امام زمان حرف مي زني؟ شما حق نداري، من اجازه نمي دهم.
دکتر فقط لبخندي زد و گفت؛ آقاي... مگر امام زمان را خريدي؟،
- وقتي ماهواره اميد با موفقيت در مدار قرار گرفت، دانشمندان ايراني که در کار ساخت و پرتاب ماهواره بودند، به دکتر گفتند؛ اگر اعتماد شما به ما، پيگيري هاي مداوم و دلسوزي هاي شما نبود، ما هنوز در ابتداي راه ساختن ماهواره بوديم. دکتر هم گفت؛ اشتباه نکنيد بچه ها، هر فيض الهي و خيري که در اين عالم مي رسد از جانب امام زمان حضرت مهدي(عج) است.
- بعد از فوت آيت الله دواني به دکتر گفتم؛ شنيديد مرحوم دواني در مورد فشارهاي سياسي و تخريب هاي رسانه يي که عليه شما مي شود، چه گفتند؟ گفتند؛ به احمدي نژاد بگوييد گمان نکند تنها و غريب است و... ديدم چشم هاي دکتر پر از اشک شد و در حالي که سرش را پايين انداخته بود، گفت؛ غربت و تنهايي ما کجا و هزار و... سال غربت مولا امام زمان حضرت مهدي (عج) کجا؟
خانواده احمدي نژاد
- پدر دکتر مثل مردم عادي زندگي مي کرد. نه محافظي، نه محل زندگي خاصي. دم در يک چارپايه مي گذاشت، مي نشست روي آن و با مردم محل خوش و بش مي کرد. انگار نه انگار که پدًر رئيس جمهور مملکت است.
- خط تلفن پسر دکتر اعتباري 0919 است.
- براي نماز عيد فطر رفته بودم مصلي. آن روز هوا ابري و باراني بود. حين صحبت هاي آقا (مدظله العالي)، باران شديدي گرفت. يکدفعه يکي از پشت زد روي شانه ام. برگشتم ديدم دکتر با دو پسرش هستند. رفتيم نشستيم يک گوشه که موکت پهن بود تا باران بند بيايد. پسر دکتر کفش هايش را درآورد بگذارد روي هم. ديدم کف کفشش سوراخ است. نگاهم سïر خورد به پايش. جورابش هم خيس خالي شده بود. تا دکتر ديد من متوجه پارگي کف کفش پسرش شده ام، سريع کفش را برگرداند. دکتر آن موقع شهردار تهران بود.
ساده زيستي رئيس دولت
ہ-براي کار به عنوان منشي دکتر رفته بودم نهاد رياست جمهوري. قبل ترها از پذيرايي هاي رياست جمهوري و بريزوبپاش هاي آنجا زياد شنيده بودم. اما در دوره رياست جمهوري دکتر احمدي نژاد پذيرايي چايي تلخ با قند بود. بشقاب بيسکويتي روي ميز بود که هر وقت مي رفتم داخل اتاق دکتر، آن را آنجا مي ديدم. يک بار دور از چشم دکتر روي پوشش نايلوني روي بيسکويت ها يواشکي با روان نويس يک ضربدر کوچک کشيدم، مي خواستم مطمئن شوم دکتر واقعاً به اندازه يک بشقاب بيسکويت هم از اموال رياست جمهوري استفاده نمي کند. اما هنوز که هنوز است، سه سال از رياست جمهوري ايشان مي گذرد و خدمتکارها هر ماه بشقاب بيسکويت دست نخورده را عوض مي کنند تا ماه بعد که دوباره بشقاب جديدي روي ميز بگذارند و بشقاب قبلي را دست نخورده ببرند.
- وقتي شهردار بود، در سفرهاي درون شهري اگر بچه ها بيسکويتي چيزي تعارفش مي کردند، اول مي پرسيد مال اداره است يا شخصي است؟ اگر مال اداره بود، نمي خورد. اما اگر شخصي بود، مي خورد و در اولين فرصت پولش را حساب مي کرد.
صرفه جويي در دولت
-دکتر معمولاً وقتي مطلبي مي خواهد بنويسد، حداکثر استفاده را از کاغذ دم دستش مي برد. پاکت هاي نامه را آرام و با احتياط باز مي کند که آسيبي نبيند و بعد از پشت آنها هم براي نوشتن استفاده مي کند و دور نمي اندازد. به کارمندها و منشي هاي دفترش هم سفارش کرده از پشت کاغذهاي باطله که سفيد و قابل استفاده است، استفاده کنند.
- بعد از بدرقه رسمي رئيس جمهور يکي از کشورها در باغ رياست جمهوري، به سمت دفتر برمي گشتيم. يکدفعه دکتر چند قدم عقب برگشت، خم شد از روي زمين چيزي برداشت، گرفت طرف من که مسوول تشريفات بودم. سنجاق کاغذ بود. سنجاق را گرفتم. گفت لازم مي شود، حيف است،
ناگفته هاي سفر کلمبيا
-زماني که دکتر براي سخنراني به دانشگاه کلمبياي امريکا رفته بود، رئيس دانشگاه و دانشجويان که گويا از قبل هماهنگ کرده بودند، شروع به اهانت به دکتر و جمهوري اسلامي کردند، اما دکتر صبور و آرام بدون هيچ واکنشي نشسته بود، فقط گاهي لبخند کمرنگي روي لب هايش ديده مي شد. بعد از اتمام مراسم همراهان از دکتر علت لبخندش را پرسيدند، گفت؛ آن لحظاتي که رئيس دانشگاه به جمهوري اسلامي اهانت مي کرد، با خودم فکر مي کردم امام زمان(عج) چطور مي خواهي حال اينها را بگيري؟، سفر دکتر به ايتاليا فقط 15 ساعت طول کشيد و به کشورهاي امريکاي جنوبي فقط 84 ساعت، که 44 ساعت آن را در هواپيما و در حال پرواز بودند. ما بچه هاي تشريفات به شوخي به هم مي گوييم؛ سفرهاي دکتر به کشورهاي خارجي آنقدر کوتاه مدت اما مفيد و ارزشمند است که بايد در کتاب رکوردهاي «گينس» ثبت شود. براي بار اول که رفته بود نيويورک، دو دست کت و شلوار بيشتر به همراه نداشت. کت و شلوار تيره که رنگ و رورفته بود و روشن. در پروتکل تشريفات و به خصوص امريکايي، رنگ لباس مقامات بايد تيره باشد و رنگ روشن نمي پوشند. دکتر با کت و شلوار رنگ روشن رفت در مجمع عمومي سازمان ملل و سخنراني تاريخي ايراد کرد و سازمان ملل را با اين سوال که اگر کشوري از يکي از اين پنج عضوي که در شوراي امنيت حق وتو دارند، شکايت داشته باشد، به کجا بايد مراجعه کند، به محاکمه کشيد. تحليل رسانه هاي امريکا اين بود که دکتر براي مقابله با سازمان ملل و به خاطر اينکه خلاف جريان آب شنا کند، برخلاف تمام روساي جمهور چنين پوششي داشته، سفر دکتر به امريکا در ماه رمضان بود. دکتر و چند نفر از وزرا و نمايندگان چون دائم السفر هستند، در طول سفر در هواپيما روزه بودند. چون زمين مي چرخد و شب و روز جا به جا مي شود، روزه شان 23 ساعت طول کشيد.
رئيس جمهور کومور و مصباح يزدي
-حافظه قوي دکتر با اينکه براي بچه هاي تشريفات دردسرساز است، گاهي به نفع شان تمام مي شود. رئيس جمهور کومور، مسلمان و شيعه است. در ايران درس خوانده و شاگرد آقاي مصباح يزدي بوده. مي خواست بيايد ايران، اما چون هواپيماي مناسبي براي آمدن به ايران در اختيار نداشت، دکتر دستور داد يک هواپيماي فالکون بفرستند تا او را بياورد. روز بعد روزنامه ها عکس او را در حالي که از يک هواپيماي ديگر پياده مي شد، انداختند. دکتر مسوول تشريفات را صدا کرد، عکس را نشانش داد و پرسيد مگر هواپيماي فالکون نفرستاده بوديد؟ اين فالکون نيست، مسوول تشريفات توضيح داد طبق دستور عمل کرده. بعد دنبال يک توضيح براي عکس روزنامه مي گشت که خود دکتر بعد از کمي مکث گفت؛ قبل از اينکه بيايد تهران رفته بود مشهد و با پرواز داخلي آمد تهران. احتمالاً عکاس روزنامه عکس را در حال پياده شدن از پرواز داخلي گرفته، منشي دکتر که در يکي از جلسات طرح تحول اقتصادي حضور داشته، تعريف مي کرد؛ مسوولان براي جمع و تفريق و ضرب و تقسيم عددهاي ميلياردي که به توان (ايکس) رسيده بود، از کاغذ و قلم و ماشين حساب استفاده مي کردند اما دکتر زودتر از ماشين حساب، ذهني حساب مي کرد و عدد را به آنها مي گفت.
راهپيمايي احمدي نژاد در عراق
-قرار بود دکتر به عراق سفر کند. اطرافيان و دوستان دکتر گفتند اوضاع آنجا ناآرام است. ممکن است از طرف امريکا خطري شما را تهديد کند. دکتر هم خنديد و گفت؛ ما در زمان صدام رفتيم. آنجا راهپيمايي هم راه انداختيم. کسي نتوانست کاري بکند، چه رسد به حالا. بعد خاطره را براي آنها تعريف کرد؛ در زمان صدام، وقتي امکان سفرهاي زيارتي براي ايراني ها فراهم شد، به همراه پدر و مادرم رفتيم عراق براي زيارت عتبات عاليات. آنجا در فرودگاه رفتار بدي با زائران ايراني داشتند و اصلاً رسيدگي نمي کردند. ايراني ها را جمع کرديم. در شرايطي که کسي از ترس صدام جرات نمي کرد صدايش دربيايد، شروع کرديم به الله اکبر گفتن. مسوولان فرودگاه آمدند. سريع رسيدگي کردند. دکتر حساسيت خاصي به پرداخت خمس دارايي اش دارد و براي خودش سال خمسي دارد. هر سال، يک روز جمعه، دکتر و همسرش از صبح تا شب مي نشينند و خمس آن سال را حساب- کتاب مي کنند. حتي اگر يک کيلو برنج اضافي هم باشد، آن را هم حساب مي کنند. بعد مبلغ خمس را مي فرستند دفتر مقام معظم رهبري. دکتر علاوه بر پرهيز از مال و لقمه حرام، از مال شبهه ناک هم پرهيز مي کند. در مهماني هاي رسمي داخل و خارج از کشور طوري با غذا و سالاد بازي مي کند که اطرافيان متوجه نشده و ناراحت نشوند. دکتر بچه هايش را طوري بار آورده که وقتي براي ديدن پدرشان به دفتر رئيس جمهور مي آيند، ما کارمند هاي دفتر، حتي يک فنجان چاي نمي توانيم به آنها بخورانيم. چند بار هم ديدم وقتي از تلويزيون آهنگ هاي خاصي پخش مي شود سريع خاموشش مي کنند. نسبت به صحبت هايي هم که مي کنند فوق العاده مراقبند.

شهيد شيرودي با سرپيچي از فرمان بني‌صدر:مسئوليت تمرد از فرمان رئيس‌جمهور را مي‌پذيرم


علي اكبر قربان شيرودي، در دي ماه 1334 در روستاي بالا شيرود تنكابن در استان مازندران به دنيا آمد. بعد از اتمام دوره ابتدايي و كسب رتبه شاگرد اولي، به دليل نبود دبيرستان در روستاي بالاشيرود در دبيرستان شيرود در شش كيلومتري محل سكونتش ادامه تحصيل داد. وي كه از مشكلات مالي خانواده مطلع بود از طريق كارگري و كشاورزي به پدرش كمك مي‌كرد. علي اكبر در سال آخر دبيرستان جهت يافتن كار به تهران آمد و در كنار كار به ادامه تحصيل پرداخت. در سال 1350 با افكار و مبارزات امام خميني(ره) آشنا شد و شروع به مطالعه معارف و كتاب‌هاي اديان مختلف همچنين كتب فلسفي و سياسي از جمله نوشته‌هاي استاد شهيد مرتضي مطهري كرد. او در سال 1351 وارد دوره مقدماتي خلباني شد و پس از مدتي براي گذراندن دوره كامل به پادگان هوانيروز اصفهان منتقل شد. با اتمام دوره خلبان هلي‌كوپتر كبري به اين موضوع پي برد كه نفوذ آمريكايي‌ها در ارتش و فرهنگ كشور بيش از آن است كه تصور مي‌شد. وي پس از پايان دوره خلباني به عنوان خلبان به استخدام ارتش در آمد و به پادگان هوانيروز كرمانشاه منتقل شد. در اين ايام با شهيد احمد كشوري، از خلبانان مؤمن كه از همشهريانش نيز بود آشنا شد. وي در دوران مبارزات انقلاب اعلاميه‌هاي امام خميني(ره) را در كرمانشاه پخش مي‌كرد و در آستانه پيروزي انقلاب مسئوليت حفاظت از كرمانشاه به خصوص راديو و تلويزيون و ادارات مهم دولتي را بر عهده گرفت. در غائله كردستان داوطلبانه به اين منطقه شتافت و در مقابل گروه‌هاي ضد انقلاب به مبارزه پرداخت. در همين دوره و در سن 24 سالگي به دليل فداكاري‌هاي كم نظير و تحركات فوق العاده اش به عنوان فرمانده خلبانان هوانيروز انتخاب شد. شيرودي در حماسه پاوه نيز نقش تعيين كننده‌اي در آزادسازي شهر پاوه ايفا كرد. وي پس از سه سال مبارزه با ضد انقلاب در غرب كشور به اصرار روحانيون و همرزبان پاسدارش در20 شهريور 1359به مدت يك ماه به مرخصي رفت، اما بيش از 10 روز در تنكابن نماند، چراكه با شنيدن حمله عراق به جنوب ايران به منطقه بازگشت. با شروع جنگ تحميلي در 31 شهريور ماه سال 1359به منطقه كرمانشاه رفت و هنگامي كه شنيد بني صدر دستور داده پادگان تخليه و انبار مهمات منهدم شود از دستور سرپيچي كرد و به دو خلباني كه با او همفكر بودند گفت: «ما مي‌مانيم و با همين دو هليكوپتري كه در اختيار داريم مهمات دشمن را مي‌كوبيم و مسئوليت تمرد را مي‌پذيريم.» در طول 12 ساعت پرواز بي نهايت حساس و خطرناك، وي به عنوان تنها موشك انداز پيشاپيش دو خلبان ديگر به قلب دشمن يورش برد. شجاعت و ابتكار عمل وي نه تنها در سراسر كشور، بلكه در تمام خبرگزاري‌هاي مهم جهان منعكس شد. بني صدر براي حفظ ظاهر دو هفته بعد به او ارتقاء درجه داد، اما خلبان شيرودي درجه تشويقي را نپذيرفت و تنها خواسته‌اش اين بود كه كارشكني‌هاي بني صدر و بي‌تفاوتي برخي از فرماندهان را به امام خميني(ره) خبر دهد. در همان ايام به دستور فرماندهي هوانيروز چند درجه تشويقي گرفت و از ستوانيار سوم خلبان به درجه سرواني ارتقاء يافت، اما طي نامه‌اي به فرمانده هوانيروز كرمانشاه در 9 مهر 1359 چنين نوشت: «اينجانب خلبان پايگاه هوانيروز كرمانشاه مي‌باشم و تا كنون براي احياي اسلام و حفظ مملكت اسلامي در كليه جنگ‌ها شركت نموده‌اند، منظوري جز پيروزي اسلام نداشته‌ام و به دستور رهبر عزيزم به جنگ رفته‌ام. لذا تقاضا دارم درجه تشويقي كه به اينجانب داده‌اند، پس گرفته و مرا به درجه ستوانيار سومي كه بوده‌ام، برگردانيد.» شيرودي در عمليات‌هاي پروازي خود تلفات سنگيني را به نيروها و تجهيزات دشمن در نقاط استراتژيكي غرب كشور وارد كرد. در 13 دي 1359 وقتي خيانت‌هاي آشكار بني صدر را ديد به افشاگري پرداخت و از شنوندگان سخنانش خواست با ايمان و اسلحه و چنگ و دندان از ميهن اسلامي دفاع كنند. در همين ايام علي اكبر شيرودي را به خاطر باز پس گيري ارتفاعات بازي دراز بازداشت تنبيهي كردند و در واكنش به اين مساله روحانيون متعهد و اعضاي سپاه كرمانشاه مراتب ناراحتي خود را در اسرع وقت به اطلاع اعضاي شوراي عالي دفاع از جمله آيت‌الله خامنه‌اي و حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني رساندند و حكم بازداشت وي در 6 دي ماه سال 1359 منتفي شد. شيرودي در مصاحبه‌اي كه در مجله پيام انقلاب منتشر شد، علت زنده ماندنش را پس از چند هزار ساعت مأموريت هوايي و انجام بالاترين پروازهاي جنگي در دنيا و نجات يافتن از 360 خطر مرگ مشيت و عنايت الهي عنوان مي‌كند. او به دليل لياقت و شجاعت ظرف هفت ماه از درجه ستوانياري به درجه سرواني ارتقاء يافت. علي اكبر شيرودي از شهادت خود آگاه بود، چنان كه به يكي از روحانيون متعهد كرمانشاه گفته بود: «احمد كشوري را در خواب ديدم كه به من گفت شيرودي يك عمارت خيلي خوبي برايت گرفته‌ام و بايد بيايي و در اين عمارت بنشيني.» آخرين عمليات پروازي خلبان شيرودي در بازي دراز صورت گرفت. عراق لشكري زرهي با 250 تانك و با پشتيباني توپخانه و خمپاره انداز و چند فروند جنگنده روسي و فرانسوي، براي بازپس گيري ارتفاعات بازي دراز به سوي سر پل ذهاب گسيل مي‌كند. خلبان ياراحمد آرش كه در تاريخ 8 ارديبهشت 1360 به همراه شيرودي در اين عمليات پروازي شركت داشت، درمورد چگونگي شهادت اين خلبان دلاور چنين مي‌گويد: «درآخرين نبرد هم جانانه جنگيد و بعد از آنكه چهارمين تانك دشمن را زديم، ناگهان گلوله يكي از تانك‌هاي عراقي به هليكوپتر اصابت كرد و در همان حال شيرودي كه مجروح شده بود با مسلسل به همان تانك شليلك كرده و آن را منهدم نمود و خود نيز به شهادت رسيد.» پيكر پاك شهيد علي اكبر شيرودي پس از تشيع باشكوه در روستاي شيرود تنكابن به خاك سپرده مي‌شود. از وي دو فرزند به نام عادله و ابوذر كه در هنگام كشته شدن پدر 4 ساله و يك ساله بودند، به يادگار مانده‌است. شهيد علي اكبر قربان شيرودي تا زمان شهادت خود با انجام 30 هزار ساعت پرواز جنگي، ركورددار عمليات‌هاي هوايي در جهان بود. اظهار نظر در مورد شهيد علي اكبر قربان شيرودي زياد است كه در اينجا فقط به ذكر چند مورد بسنده مي كنيم: * آيت‌الله خامنه‌اي: شيرودي اولين نظامي است كه در نماز به او اقتدا كردم. * هاشمي رفسنجاني: شيرودي حق بزرگي بر اين كشور دارد. من در قيافه او مالك اشتر را ديدم. * شهيد چمران: هنگام هجوم به دشمن با هليكوپتر به صورت مايل شيرجه مي‌رفت و دشمن را زير رگبار گلوله مي‌گرفت و مثل جت جنگنده فانتوم مانور مي‌داد. او با آن وحشتي كه در دل دشمن ايجاد مي‌كرد، بزرگترين ضربات را به آنها مي‌زد. او ستاره درخشان جنگ‌هاي كردستان است. * شهيد فلاحي: ناجي غرب و فاتح گردنه‌ها و ارتفاعات آريا، بازي دراز، ميمك، دشت ذهاب و پادگان ابوذر بود. او غير ممكن‌ها را ممكن ساخت. كسي بود كه وقتي خبر شهادتش را به امام خميني دادم، امام در مورد وي فرمود: او آمرزيده است.

وبلاگ مرصاد

پنجم اردیبهشت 1359؛ روز شکست آمریکا در طبس

در شامگاه 24 اوریل 1980 گروه عملیات ویژه سری شامل 90 نفر از کماندوهای ویژه‌ی دلتا ارتش امریکا با دهها فروند هواپیمای لجستیکی و هلی‌کوپترهای نظامی برای آزادی 16گروگان سفارت اشغال شده‌ی امریکا در 13 آبان 58 در تهران، به طور مخفیانه از فرودگاه نظامی در قاهره و ناو اتمی «یو اس اس نیمیتز» در دریای عمان از مرزهای جنوب شرقی ایران عبور کردند و وارد فرودگاه اضطراری صحرایی در صحرای طبس شدند تا از آنجا به کمک 8 فروند هلی کوپترهای تاکتیکی و 6فروند هواپیمای C-130 نیروها و امکانات و تجهیزات لازم را به تهران منتقل کنند و از آنجا طی یک عملیات رهایی گروگان با استفاده از آخرین تجهیزات و امکانات نظامی کارکنان سفارت امریکا که در خود سفارت و 3 تن دیگر در وزارت نیروی دلتای ارتش امریکا برای عملیات های ویژه و سریخارجه نگهداری می شدند را آزاد و به همراه خود به طبس و از آنجا به امریکا ببرند. پیروزی در این عملیات که به «پنجه عقاب» نام‌گذاری شده بود و بارها در صحرای آریزونا و ساختمان‌های شبیه سازی شده تمرین شده بود، صد درصد توسط طراحان و کارشناسان وزارت جنگ امریکا تضمین شده بود. بد نیست بدانید که چند هفته قبل از عملیات نمونه ای از خاک منطقه طبس به امریکا منتقل شد تا روی آن آزمایشات لازم انجام بگیرد. همه چیز درست و حساب شده بود. این اقدامی بود که برژینسکی (مشاور امنیت ملی وقت امریکا) آن را «عمل مناسب برای اثبات حاکمیت امریکا» نامید.دانشجویا انقلابی با هماهنگی با نماینده امام سفارت امریکا را تسخیر کردندهمچنین اشغال سفارت امریکا که در تاریخ سیاسی جهان بی‌سابقه بود شوک شدیدی را به فضای سیاسی جهان وارد کرده و امریکا در کمال قدرت افکار عمومی ملت خود و کشورهای غربی را به همراه خود داشت.در تمام مدت بیش از 200 روزی که کارکنان سفارت امریکا اسیر نیروهای انقلاب بودند، کارتر رییس جمهور وقت امریکا به کلی خواب و خوراک خود را از دست داده بود. بعد از جنگ ویتنام این بزرگترین بحران امنیتی برای امریکا بود. حمله یگان‌های ویژه سری دلتا می‌توانست تسکینی بر آلام همه امریکایی‌های تحقیر شده باشد. آنها با اتکا به قدرت نظامی و اطلاعاتی خود طرحی بسیار دقیق برای این عملیات آماده کرده بودند.امریکا اگرچه تهدیه به حمله نظامی کرده بود اما به دلیل شرایط خاص ابتدای پیروزی انقلاب ملت ایران بی دفاع بود، ارتش هنوز از عناصر ضد انقلاب تسویه نشده بود و نیروهای انقلاب هنوز سازماندهی منسجم برای مقابله با چنین عملیات پیچیده‌ای را نداشتند.امریکا در مراحل اولیه حمله به ایران دچار شکست شد.در آن نیمه‌های شب ملت ایران هیچ مدافعی نداشت بجز لطف حضرت حق و لشگریانی که هیچ کس آن را به حساب نمی‌آورد. قبل از رسیدن هواپیماها به طبس سه فروند از هلی کوپترها به نوبت دچار نقص فنی شده و مجبور به فرود اضطراری در اطراف کرمان شدند. شن‌های بیابان و بادی که هرگز پیش بینی نمی‌شد نیز به یاری ملت خدایی شده ایران آمد. باد+شن= توفان. این توفان شن ناگهانی در صحرای طبس ترس و وحشت مبهمی که از ساعتی قبل چریک‌های ویژه یگان دلتا را در بر گرفته بود تصدیق کرد. آن‌ها به خوبی احساس می‌کردند که در یک دام ناشناخته افتاده‌اند. آنها این عملیات را نحس می‌دانستند و همان لشگر نادیدنی لکه ننگ گروه دلتا را هم برای همیشه به تاریخ امریکا نشاند.امریکا از ابتدای پیروزی انقلاب پی در پی از ملت ایران تحقیر و پس گردنی دریافت کرده است.1- پیروزی انقلاب اسلامی و فرار شاه و سرنگونی رژیم تحت حمایت کامل امریکا.2- شکست مقاومت‌های مستقل امریکا با استفاده از ارتش شاهنشاهی ایران برای مقابله با پیروزی انقلاب از مهرماه تا بهمن ماه 1357. (این اقدامات سرکوبگرانه علیه ملت ایران پس از آنی بود که شاه نتوانسته بود جلوی موج نهضت ملت ایران را بگیرد.)3- شکست کودتای امریکایی نیروی زمینی شاهنشاهی شب 22 بهمن 1357 که تصمیم داشت با یگان‌های زرهی کل مراکز انقلاب از جمله مدرسه رفاه (محل اقامت رهبران انقلاب) را منهدم نماید.4- شکست کودتای امریکایی نوژه که قرار بود توسط افسران تسویه نشده‌ی نیروی هوایی ارتش اجرا و طی آن کلیه مراکز انقلاب در تهران از جمله مدرسه رفاه (محل اقامت حضرت امام و رهبران انقلاب) بمباران شود.5- شکست عملیات نظامی امریکا در طبس.6- شکست امریکا در تحریم اقتصادی ایران از سال 1359.7- شکست امریکا در جنگ غیر مستقیم علیه ایران توسط عراق پس از 8 سال.8- شکست امریکا در جنگ مستقیم (نفتکش‌ها) علیه ایران.9- شکست امریکا در به انزوا کشاندن ایران در طول سال‌های پس از انقلاب.10- شکست امریکا در نابود کردن حزب الله لبنان در لبنان و جلوگیری از مقابله این جوانه انقلاب اسلامی با اسراییل.11- شکست امریکا در طرح تهاجم فرهنگی علیه ایران در زمان کلینتون.12- شکست امریکا در طرح تحریم سراسری علیه ایران (داماتو در زمان بوش پدر).13- شکست امریکا در طرح مهار دوجانبه در زمان کلینتون.14- شکست امریکا در طرح محور شرارت در زمان بوش پسر.15- شکست امریکا در رویارویی سیاسی با ایران در عراق.16- شکست امریکا در طرح محور شرارت که ایران را در کنار صدام و کره شمالی قرار داده و به آن حمله کند.17- شکست امریکا در جلوگیری از رشد تکنولوژیک و اقتصادی ایران با استفاده از باج دهی و فشار سیاسی به سایر کشورها.18- شکست امریکا در جلوگیری از توسعه اتمی ایران.19- و انشا الله به زودی شکست نهایی و فروپاشی امریکا.

دستگیری پزشک عربستانی به خاطرعکس!

«حسن عبدالله بوخمسين»، پزشک 27 ساله عربستانی که تحصیلات خود را در رشته دندانپزشکی در دانشکده پزشکی دانشگاه قاهره می‏گذراند، روز گذشته در حالی که در منزل خود در حال استراحت بود، از سوی نیروهای امنیتی دستگیرشد. این جوان شیعی به جرم نصب عکس «سید حسن نصرالله» در محل سکونت خود بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفت. این در حالی است که هزاران دانشجوی عربستانی از سوی دولت عربستان برای تحصیل به کشور مصر اعزام شده‏اند. گفتنی است مصر و حزب‌الله لبنان از هفته‏های گذشته در یک وضعیت رویارویی قرار گرفته‌اند؛ این اتفاق پس از آن رخ داد که نیروهای امنیتی مصر 49 نفر را به اتهام انچه برنامه‌ریزی برای انجام حملات علیه توریست‌ها در شبه جزیره سینا نام گرفته است، دستگیر کردند.

آیامی دانستید؟؟

1. آيا مي دانستي که زرافه تار صوتي ندارد و لال است و نمي تواند هيچ صدايي از خود در آورد!
2. آيا مي دانستي که موش هاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا مي كنند، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند!
3. آيا مي دانستي که سياره اورانوس پانزده قمر « ماه » دارد!
4. آيا مي دانستي که حس بويايي خرس تقريباً صد برابر قوي تر از انسان است!
5. آيا مي دانستي که کنگوکينشاسا همان کشور زئير مي باشد!
6. آيا مي دانستي که زهر مار کبري بيش تر بر روي مراکز تنفسي اثر کرده و باعث خفگي صيد مي‌شود !
7. آيا مي دانستي که شاهنامه فردوسی ۷۵۰۰۰ بیت دارد !
8. آيا مي دانستي که جنين بعد از هفته هفدهم خواب هم مي تواند ببيند!
9. آيا مي دانستي که گربه و سگ هر كدام پنج گروه خوني دارند و انسان چهار گروه!
10. آيا مي دانستي که روباه ها همه چيز را خاكستري مي بينند!
11. آيا مي دانستي که اسب ها در مقابل گاز اشك آور مصون اند!
12. آيا مي دانستي که زرافه ايستاده وضع حمل مي‌كند و نوزادش از فاصله ۱۸۰ سانتي متري به زمين ميفتد!
13. آيا مي دانستي که ۱۳۰۰ كره زمين در سياره مشتري جاي مي گيرد!
14. آيا مي دانستي که گرده گل هرگز فاسد نمي شود و از محدود مواد طبيعي است که تا زمان نا محدودي باقي مي ماند !
15. آيا مي دانستي که ۸۵% گياهان در اقيانوس ها رشد مي كنند!
16. آيا مي دانستي که اولين تمبر جهان در سال ۱۸۴۰ در انگلستان به چاپ رسيد!
17. آيا مي دانستي که سريع ترين پرنده شاهين است و مي تواند با سرعت ۲۰۰ كيلومتر در ساعت پرواز کند!
18. آيا مي دانستي که اولين اتومبيل را مظفرالدين شاه قاجار وارد ايران كرد!
19. آيا مي دانستي که قدرت بينايي جغد ۸۲ برابر قدرت ديد انسان است!
20. آيا مي دانستي که در شيلي منطقه ي صحرايي وجود دارد كه هزاران سال است در آن باران نباريده است!
21. آيا مي دانستي هر ۵۰ ثانيه يک نفر در دنيا به بيماري ايدز مبتلا مي شود!
22. آيا مي دانستي که وزن اسكلت انسان بالغ سيزده تا پانزده كيلوگرم است!
23. آيا مي دانستي که خرس قطبي هنگامي كه روي دو پا مي‌ايستد حدود سه متر است!
24. آيا ميدانستي زرافه مي تواند با زبانش گوش هايش را تميز کند!
25. آيا مي دانستي خرگوش و طوطي تنها حيواناتي هستند كه مي‌توانند بدون برگشتن اشيا پشت سر خود را ببينند!
26. آيا مي دانستي که اگر همه يخ هاي قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقيانوس ها هفتاد متر اضافه مي شود و در اين صورت يک چهارم خشکي هاي کره زمين زير آب مي رود!
27. آيا مي دانستي که كبد يا جگر تنها عضو داخلي بدن است كه اگر با عمل جراحي قسمتي از آن برداشته شود دوباره رشد مي كند!
28. آيا مي دانستي که ميزان انرژي كه خورشيد در يك ثانيه توليد مي كند، براي توليد برق مورد نياز تمام كشورهاي جهان به مدت يك ميليون سال كافي است!
29. آيا مي دانستي که در نقوش دیوار نگارهای همدان متعلق به دوازده هزار سال پیش صلیب شکسته نازی ها دیده می شود!
30. آيا مي دانستي هر عنكبوت تار ويژه خود را دارد و هيچ گاه تارهاي آن ها به هم شبيه نيستند!
31. آيا مي دانستي که اگر در يك سال هيچ يك از نسل هاي يك جفت مگس نر و ماده از بين نروند، حجم مگس هاي متولد شده با حجم كره زمين برابر مي شود !
32. آيا مي دانستي که رودي در كامبوج شش ماه سال از شمال به جنوب و شش ماه ديگر سال از جنوب به شمال جريان دارد!
33. آيا مي دانستي که خورشيد روزانه معادل صدوبيست وشش هزار ميليارد اسب بخار انرژي به زمين مي‌فرستد !
34. آيا مي دانستي که سريع ترين عضله بدن انسان زبان است!
35. آيا مي دانستي که شبكه چشم ۱۳۵ ميليون سلول احساس دارد كه مسووليت گرفتن تصاوير و تشخيص رنگ ها را بر عهده دارد!
36. آيا مي دانستي که بدن انسان پنجاه هزار كيلومتر رشته عصبي دارد!
37. آيا مي دانستي که در برج ايفل دو ميليون و نيم پيچ به كار رفته است!
38. آيا مي دانستي طول رگ هاي بدن انسان پانصد و شصت هزار كيلومتر است!
39. آيا مي دانستي که زیباترین مجسمه تاریخ ایران مجسمه برنزی نادر شاه افشار است !
40. آيا مي دانستي که هشت پا با وجود داشتن بدني بزرگ مي تواند از سوراخي به قطر پنج سانتي متر عبور كند!
41. آيا مي دانستي که تنها موجودي كه مي تواند به پشت بخوابد انسان است!
42. آيا مي دانستي چشم سالم انسان مي تواند ده ميليون رنگ را مختلف را ببيند و آن ها را از يکديگر تميز دهد!
43. آيا مي دانستي که فيل بالغ در روز بطور متوسط دويست و بيست كيلوگرم غذا و دويست ليتر آب مصرف مي كند!
44. آیا می دانستی که ایرانیان اولین بار نمایش های همگانی (تئاتر) را اجرا نموده اند و همان ها گریم و ساخت نقاب را در ۱۵ هزار سال پیش پایه گذارده اند!
45. آيا مي دانستي كوه هاي آلپ در سال حدود يك سانتي متر بلند مي شوند!
46. آيا مي دانستي که همه نوزادان ميگو نر متولد مي شوند و بعد از چند هفته بخشي از نوزادان به ماده تبديل مي شوند!
47. آيا مي دانستي وزن كوه يخي متوسط الحجم بيست ميليون تن است!
48. آيا مي دانستي حس بويايي انسان قادر به دريافت و تشخيص ده هزار بوي متفاوت است!
49. آيا مي دانستي يك قطره آب داراي يك ‌صد ميليارد اتم است!
50. آيا مي دانستي که تعداد افرادي كه سالانه از نيش زنبور مي ميرند بيش تر از كساني است كه سالانه از نيش مار مي ميرند !

اسامی 50 مربی تیم ملی در طول68 سال

تیم ملی فوتبال کشورمان که فعالیت رسمی خود را از سال 1320 در میادین بین المللی آغاز کرده است، در طول 68 سال گذشته 50 سرمربی داشته است که برخی از این مربیان در دو مرحله هدایت ملی پوشان را برعهده گرفته اند و برخی نیز کمتر از چندماه هدایت تیم ملی را عهده دار بوده اند.مهر: افشین قطبی پنجاهمین سرمربی است که از سال 1320 تا 1388 هدایت تیم ملی فوتبال کشورمان را به طور رسمی برعهده گرفته اند که البته در بین این افراد، مربیانی بوده اند که با وجود داشتن حکم رسمی حتی در یک بازی رسمی هم تیم ملی را هدایت نکرده اند.
تیم ملی فوتبال کشورمان که فعالیت رسمی خود را از سال 1320 در میادین بین المللی آغاز کرده است، در طول 68 سال گذشته 50 سرمربی داشته است که برخی از این مربیان در دو مرحله هدایت ملی پوشان را برعهده گرفته اند و برخی نیز کمتر از چندماه هدایت تیم ملی را عهده دار بوده اند.
اسامی سرمربیان تیم ملی فوتبال کشورمان و سالهای فعالیت آنها در این تیم به شرح زیر است:1 - حسین صدقیانی 1320 الی 1329
2 - مصطفی سلیمی 1329 الی 1334
3 - ادموند مایوفسکی (اتریش) 1334 الی 1335
4 - فرانس مساروش(مجارستان) 1336 الی 1338
5- حسین فکری 1340 الی 1345
6 - گئورگی سوچ (مجارستان) 1345
7- حسین فکری 1346
8 - محمود بیاتی 1347
9 - زدراو کورایکوف(یوگسلاوی سابق)1347 الی 1348
10 - محمد بیاتی 1349
11- ایگو نتو (اتحاد جماهیر شوروی سابق) 1349
12- پرویز دهداری 1350 الی 1351
13- محمد رنجبر 1351
14- محمود بیاتی 1351 الی 1352
15- فرانک اوفارل ( ایرلند جنوبی)1352 الی 1354
16- حشمت مهاجرانی 1355 الی 1357
17- حسن حبیبی 1358 الی 1359
18 - اصغر شرفی 1359 الی 1360
19 - پرویز ابوطالب 1360
20 - ناصر ابراهیمی 1360 الی 1361
21 - حسین آبشناسان 1361
22- احمد طوسی 1362
23- محمود یاوری 1363
24 - ناصر ابراهیمی 1363 الی 1364
25 - فریدون عسگرزاده 1364 الی 1365
26 - پرویز دهداری 1365 الی 1366
27 - محمود یاوری 1366
28 - پرویز دهداری 1366 الی 1368
29 - مهدی مناجاتی 1368
30 - علی پروین 1368 الی 1372
31 - آری هان (هلند) 1373
32 - استانکو پوکلوپوویچ (کرواسی )1373
33 - حسن حبیبی 1373
34 - محمد مایلی کهن 1374 الی 1376
35 - والدیر ویرا (برزیل) 1376
36- تومیسلا ایوویچ (کرواسی ) 1376 الی 1377
37 - جلال طالبی 1377
38 - منصور پورحیدری 1377 الی 1378
39 - جلال طالبی 1378 الی 1379
40 - ادمار براگا(برزیل ) 1379
41 - میروسلاو بلاژویچ ( کرواسی) 1379 الی 1380
42- برانکو ایوانکوویچ ( کرواسی) 1380 الی 1381
43 - همایون شاهرخی 1381 الی 1382
44 - برانکو ایوانکوویچ ( کرواسی ) 1382 الی 1385
45 - امیرقلعه نویی 1385 الی 1386
46 - منصور ابراهیم زاده 1386
47 - علی دایی 1386 الی 1388
48 - اریش روته مولر 1388
49 - محمد مایلی کهن 1388
50 - افشین قطبی 1388(کاش نمیشد)
در سال 1328 حسین صدقیانی به همراه " دان گیبل" انگلیسی همزمان هدایت تیم ملی را برعهده داشتند.
در زمان سرمربیگری محمود بیاتی از سال 1347 تا سال 1349 استاد داود نصیری مدیر تیم های ملی بود.
در زمان مربیگری ادموند مایوفسکی، اصغر شرفی ، پرویز ابوطالب ، محمود یاوری(دور دوم) آری هان ، حسن حبیبی(دور دوم) و محمد مایلی کهن (دور دوم) تیم ملی فوتبال کشورمان هیچ بازی رسمی انجام نداد.
تاریخچه حضور سرمربیان نام برده در راس کادر فنی تیم ملی فوتبال کشورمان با همت و تلاش مهدی حدادپور و اصغر زارعی دو تن از ورزشی نویسان باسابقه و مورد تایید فدراسیون فوتبال ایران، فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فیفا، پیشکسوتان و کارشناسان فوتبال استخراج و تنظیم شده است و مورد تایید فیفا نیز قرار گرفته است. قبل از این ابهاماتی در مورد فعالیت برخی مربیان در تیم ملی فوتبال کشورمان وجود داشت.

تقابل جذاب خیر و شر در افسانه جومونگ


شبکه ایران: پرونده «موج جومونگ» با گزارشی تحلیلی درباره استقبال از این مجموعه تلویزیونی آغاز شد که همراه با نوعی آسیب شناسی عملکرد صدا و سیما در این مورد بود. اکنون با دکتر وحید یامین پور استاد دانشگاه و نویسنده برنامه‏های رادیویی و تلویزیونی درباره زمینه های جامعه شناختی علاقه مخاطب ایرانی به این مجموعه و آسیب شناسی عملکرد صدا و سیما در این موضوع وارد بحث و گفتگو شده‏ایم:
آیا سریالی مثل افسانه جومونگ را می‏توان با انواع سریال‏های طولانی سال‏های گذشته ایران مقایسه کرد؟ به نظر من سریال «افسانه جومونگ» با توجه به پیشینه‏ای که از پخش سریال‏های غیر ایرانی در ذهن داریم، یکی از بهترین سریال‏هایی است که تا کنون پخش شده است.
شاید بهتر باشد برای فهم این مدل از سریال‏ها، آنها را با سریال‏های به اصطلاح صابونی soap مقایسه کنیم. پخش سریال‏های صابونی در ایران به سال‏های دهه هفتاد برمی‏گردد. سریال‏هایی مانند داستان جزیره و پزشک دهکده، پرمخاطب ترین انواع این سریال‏ها بودند. برخی ویژگی‏ها، این گونه سریال‏ها را از انواع دیگر متمایز می‏ساخت. تمرکز بر مخاطب خاص (مانند زنان خانه دار) یا طولانی بودن قصه که باعث می‏شد مخاطب بطور ویژه‏ای با شخصیت‏های اصلی داستان بزرگ شود و حوادث را از سر بگذراند و فضا و مختصاتی که این سریال‏ها در آنجا اتفاق می‏افتاد مانند دهکده خاصی یا یک جزیره ی مشخص از ویژگی‏های این سریال‏ها بود. ولی سریال‏های کره ای نوع خاصی از سریال‏های تاریخی است که براحتی قابل مقایسه با نوع قبلی نیست هرچند در برخی ویژگی‏ها مشابهت‏هایی وجود داشته باشد.
علاقه مخاطب ایرانی را به چنین سریالی چگونه می‏توان توضیح داد؟ علاقه قابل اعتنای مخاطبان ایرانی به سریالی مثل افسانه جومونگ قطعاً پیام‏های روشنی دارد. افسانه جومونگ قصه پیچیده ای ندارد. حتی کارگردان از اینکه بخشی از ماجرای آینده را در انتهای هر قسمت لو دهد، ابایی ندارد. اساساً روش جذب مخاطب در این سریال نه صحنه‏های اکشن و نه پیچیدگی‏های دراماتیک و نه چیزهای دیگری از این دست است.
جذابیت افسانه جومونگ بطور ساده متمرکز بر تقابل جذاب خیر و شر و بازی سخت میان دو قطب عقل حسابگر و اخلاق فضیلت مدار است. افسانه جومونگ برای کسانی که در مطالعات جامعه شناسی سیاسی سابقه‏ای دارند، قصه‏ای تکرار شدنی است. تسو و همراهان او نماینده عقل حسابگر سیاسی در عرصه حکومت داری هستند و در مقابل جومونگ نماینده اخلاق فضیلت‏مداری است که علیرغم فهم روش مقابل ولی تکیه بر فضیلت‏های انسانی و ارزش‏های مورد وفاق عمومی‏را انتخاب کرده است. تمامی‏شخصیت‏ها بین این دو قطب تقسیم می‏شوند.
مخاطب ایرانی مانند همیشه شیفته یک پهلوانی و جوانمردی اخلاقی است. وفاداری، شجاعت و خدمت سه رکن این قطب دوست داشتنی است. ماکیاول در کتاب شهریار به حاکمان توصیه می‏کند که عرصه حکومت و سیاست ورزی عرصه فضیلت‏ها (Virtu) نیست. بر بنیاد یک انسانشناسی اومانیستی، انسان را عمیقا، متظاهر خائن و جاه طلب می‏داند و طبیعتاً روشی حسابگرانه را برای تحقق اهداف سیاسی بر پایه ی سوء استفاده از مردم و فرصت طلبی را توصیه می‏کند.
تسو خائن نیست. او به روشنی معتقد است برای نجات کشورش باید جلوی روش اخلاق مدار را بگیرد. برخی دیالوگهای این سریال به روشنی این تقابل را نشان می‏دهد.
در صحنه‏ای در آستانه جنگ میان دو برادر گفتگویی در می‏گیرد که روش جنگ و اداره آن را شرح می‏دهد. جومونگ در پاسخ به این سوال که در برابر قدرت دشمن چه روشی را انتخاب کرده است بر تحریک احساس وفاداری سربازان به میهن و امپراتور و تقویت شجاعت آنان تکیه می‏کند، در مقابل تسو بدنبال رایزنی‏های سیاسی برای جلب کمک‏های همسایگانی است که ارتباط با آنان نوعی تنازل از ارزش‏ها به حساب می‏آید.
بطور روشن به چه مولفه‏های دیگری می‏توان به عنوان مولفه‏های جذاب این سریال اشاره کرد؟ اقبال بی سابقه مخاطب ایرانی به افسانه جومونگ پیام روشنی دارد. در حالیکه گروه فیلم و سریال شبکه سه همزمان یک مجموعه نسبتا ًپرخرج را به اسم «بی‏گناهان» در حال پخش دارد که انبوهی از بازیگران و کارگردانان صاحب نام در آن حضور دارند، ولی قصه غیرایرانی و فضای غیرملموس آن، مخاطبان را برای تماشای آن مجاب نکرده است. در این‏سو یک سریال کره‏ای با قصه‏ای ساده، بخاطر به نمایش گذاشتن علاقمندی‏های ازلی شرقی‏ها به فضیلت‏های اخلاقی مانند وفاداری و خدمت، توفیق بی نظیری می‏یابد. جومونگ فی الجمله و با اغماض ورژن کره‏ای شخصیت‏هایی مانند کاوه، سیاوش یا جمشید است.
برگ برنده دیگر این سریال کشش طبیعی یک عشق پاک است که باردیگر وفاداری قصه را به ارزش‏های شرقی نشان می‏دهد. مخاطب ایرانی بارها نشان داده است که به سریال‏هایی که یک خانواده بدون درگیری‏های اخلاقی می‏توانند یکجا و با هم آنرا تماشا کنند، علاقه ویژه ای خواهد داشت. این مسأله ای است که حتی در سریال‏های ایرانی کمتر اتفاق می‏افتد. به خاطر بیاورید فضای هتاکانه و غیراخلاقی ساعت شنی را که چندی پیش از شبکه اول سیما پخش شد. در مقابل درگیری‏های عاطفی جومونگ با سوسانو یک ارتباط قابل فهم و جذاب از یک رابطه انسانی را به نمایش می‏گذارد که هیچگاه از ادب، نجابت و حیا به ورطه ی ابتذال نمی‏افتد. از طرفی کشش درونی روابط خویشاوندی چندگانه میان جومونگ و مادرش و همینطور پدری که او را نشناخته است و در عین حال وفاداری رمزآلودش به امپراتوری که می‏داند پدر او نیست بر این جذابیت عاطفی می‏افزاید. اینها همگی روشی است که یک سریال شرقی برای جذب مخاطب ایرانی بکار می‏گیرد.

سخنان مشاهیر بزرگ جهان درباره زنان


دختران 2 دسته اند: دسته اول آنهایی که زیبا هستند و فورا ازدواج میکنند و دسته دیگر آنهایی که به دانشگاه میروند (شاو)
زن از این متأثر نمیشود که به او توجه کنید، بلکه تأثر او از این است که به او توجه کنید و بعد از او دور شوید (تواین)
با زنان همانطور که با کودکان سر و کار دارید رفتار کنید ولی همانطور که با ملکه صحبت میکنید با او سخن بگویید (وایلد)
کار زن افراط و تفریط است، اگه دوست بدارد از شدت محبت بی زار میشود و وای به حال زمانی که دشمنی پیدا کند (ولتر)
از دستپخت زن تعریف کن تا در کنار اجاق خود را قربانی کند ( دیل کارنگی)
ازدواج کار خوبی است، ولی بهتر است این کار را انجام ندهید (سامبرست)
زن چون کراوات است، هم مرد را زیبا نگه میدارد هم حلقوم او را می فشارد (ویکتور هوگو)
بوسه مرد علامت عشق و بوسه زن علامت تسلیم اوست (بال زاگ)
در میان جانوران 3 جانور هستند که اکثر اوقات خود را صرف آرایش میکنند گربه-مگس و زن (شارل بوآیه)
در زندگی یک مرد 2 روز ارزش دارد : روزی که با زنی آشنا میشود و روزی که او را به خاک می سپارد (ویکتور هوگو)
نگهبان زن زشتی اوست (مثل عربی)
هرگاه میخواهید از کسی انتقام بگیرید او را به ازدواج ترغیب کنید (برنارد شاو)
راز از هر نوعی بر قلب زنان فشاری غیر قابل تحمل می آورد (پوشکین)
مردها آنچه را که می شنوند از یک گوش وارد و از گوش دیگر خارج می سازند، اما زنان از 2گوش وارد و از دهان خارج می کنند (برنارد شاو)
زن با نگاه خود آتش می افروزد و بیهوده می کوشد تا با اشک خود آنرا خاموش کند (برنارد شاو)
گرانقیمتترین انگشتری های جهان، انگشتری نامزدی است، چون مرد پس از خرید آن تا آخر عمر قسط میدهد (چگورا)
در برخورد با تازه عروس مردها به صورتش نگاه میکنند و خانمها به لباسش (دیکنز)
زنها فقط 2روز می توانند مردها را خوشبخت کنند، روز عروسی و روز مرگ (برنارد شاو)
بهترین سفارش نامه زن، زیبایی اوست که در همانجا قابل قبول است (ارسطو)
زن، وقتی از یک حقیقت دفاع می کند منطقش بسیار ضعیف و قدرت اثباتش بی تأثیر است . ولی اگر همین زن بخواهد از یک دروغ دفاع کند آن وقت کسی را تاب مقاومت در برابر او نیست (گالیله)
زن، شیطانی است کامل تر و شیطان تر (ویکتور هوگو)
اشک، نیرومندترین ماده سیال روی زمین است (داوینچی)
اگر زنی عصبانی شد، یقین کنید که یک کار انجام نشده دارد و چاره اش در این است که به عصبانیت تظاهر کند (دیکنز)
برای زن فقط یک بدبختی و مصیبت وجود دارد و او این است که حس کند کسی اورا دوست ندارد (اعرابی)
اگر تله به دنبال موش برود، زن نجیب هم دنبال مرد (ضرب المثل سوئدی)
مردها را شجاعت به جلو میراند و زنها را حسادت (برنارد شاو)
و در آخر ممکن است که از امواج دریا نجات یابید، ولی از دست زنها خیر

عشق دستمال کاغذی به اشک !


دستمال کاغذی به اشک گفت:
قطره قطره‌ات طلاست
یک کم از طلای خود حراج می‌کنی؟
عاشقم !
با من ازدواج می‌کنی؟
اشک گفت:
ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی!
تو چقدر ساده‌ای
خوش خیال کاغذی!
توی ازدواج ما
تو مچاله می‌شوی
چرک می‌شوی و تکه‌ای زباله می‌شوی
پس برو و بی‌خیال باش
عاشقی کجاست!
تو فقط
دستمال باش!
دستمال کاغذی، دلش شکست
گوشه‌ای کنار جعبه‌اش نشست
گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد
در تن سفید و نازکش دوید
خونِ درد
آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد
مثل تکه‌ای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرک و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاک بود و عاشق و زلال
او با تمام دستمال‌های کاغذی فرق داشت
چون که در میان قلب خود
دانه‌های اشک کاشت.

مايلی کهن: بيانيه شماره 2 استعفا نيست!


محمد مايلي کهن، سرمربي تيم ملي فوتبال گفت: مطلبي که با عنوان بيانيه شماره 2منتشر کرده است، به معناي استعفا نامه نيست.
مايلي کهن در پاسخ به اين سوال که آيا از سرمربيگري تيم ملي فوتبال استعفا کرده است، گفت: مطلبي که من نوشته ام و از سوي رسانه ها منتشر شده، استعفا نيست.
مايلي کهن خاطرنشان کرد: من در اين بيانيه اعتقادات خود را درخصوص فوتبال کشور و مسائل موجود در آن اعلام کرده ام و اينکه برداشت خوانندگان از اين بيانيه چيست، نمي دانم.
وي با بيان اينکه بعد از انتخابش به عنوان سرمربي تيم ملي فوتبال بي رحمانه مورد تهاجم و تخريب قرار گرفته،تاکيد کرد: هرچند که من عاشق آقاي احمدي نژاد هستم اما از منتقدان جدي سازمان تربيت بدني نيز مي باشم و نمي توانم چشمان خود را بر روي مشکلات و ناتواني ها ببندم .
مايلي کهن با تاکيد بر اينکه من نظام را قبول دارم اما آدم نظام نيستم، گفت: من در انتخابات نمايندگي مجلس نيز به عنوان نامزد مستقل ثبت نام کردم اما براي رسيدن به پست و مقام به هيچ کس التماس نکرده ،نمي کنم و از او خرج نخواهم کرد.
مايلي کهن ظهر سه شنبه درخصوص مسائل فوتبال و حواشي آن بيانيه شماره 2 خود را منتشر کرد که در برخي رسانه ها از اين بيانيه به عنوان استعفا از سرمربيگري تيم ملي ياد شده است .
تلاش خبرنگار ورزشي ايرنا براي تماس با مسوولان فدراسيون فوتبال درخصوص بيانيه شماره 2 مايلي کهن تا اين لحظه نتيجه اي نداشته است.

روشي جديد براي رهايي از بدهي؛هيلاري كلينتون "بيل" را اجاره مي‌دهد


هر فردي كه تمايل دارد يك روز را با همسرش "بيل" بگذراند، پنج دلار دريافت كند و سپس ميان تمام اين افراد قرعه كشي برگزار مي كند و جايزه فرد برنده اين است كه يك روز را با رئيس جمهور پيشين آمريكا مي گذراند و حتي با او در مراسم و هر جشني كه بخواهد، شركت كند.هيلاري كلينتون وزير امور خارجه ايالات متحده آمريكا در اقدامي بي‌سابقه و تعجب برانگيز اعلام كرد كه براي كسب درآمد و پس دادن بدهي و قرض‌هاي خود، همسرش را اجاره مي‌دهد تا افراد مختلف يك روز را با "بيل" بگذرانند.
شبكه خبري بي.بي.سي طي گزارشي اعلام كرد: اين پيشنهاد "هيلاري كلينتون" از طريق ارسال ايميلي توسط "جيمز كارويل" مسئول ستاد انتخاباتي "هيلاري" به افراد مختلف پيشنهاد شد.
"هيلاري" قصد دارد از هر فردي كه تمايل دارد يك روز را با همسرش "بيل" بگذراند، پنج دلار دريافت كند و سپس ميان تمام اين افراد قرعه كشي برگزار مي كند و جايزه فرد برنده اين است كه يك روز را با رئيس جمهور پيشين آمريكا مي گذراند و حتي با او در مراسم و هر جشني كه بخواهد، شركت كند.
گفتني است "هيلاري كلينتون" در رقابت انتخاباتي خود با "باراك اوباما"، بيش از 25 ميليون دلار بدهي آورده كه حدود 3/2 ميليون دلار آن باقي مانده است.
شايان ذكر است وزير امور خارجه آمريكا به دليل اينكه داراي يك پست رسمي است نمي‌تواند پول جمع آوري كند، از همين رو ترجيح داده از طريق مسئول ستاد انتخاباتي خود اين كار را انجام دهد.

آشتی مایلی کهن و قلعه نویی با وساطت پروین


علی پروین، پیشکسوت فوتبال ایران قصد دارد با درخواست از علی کفاشیان مقدمات آشتی محمد مایلی کهن و امیر قلعه نویی را در فدراسیون فوتبال فراهم کند.
به دنبال مشاجرات اخیر امیر قلعه نویی و محمد مایلی کهن که فضای فوتبال کشور را ملتهب کرده است، برخی پیشکسوتان فوتبال پیشقدم شده و در صدد حل این مشکل برآمده‌اند.
علی پروین در این خصوص به خبرنگار مهر گفت: می خواهم از علی کفاشیان، رئیس فدراسیون فوتبال جلسه‌ای داشته باشم تا برای این مشکل راه حلی پیدا کنیم. من حتی حاضرم پیشقدم شده و با دعوت از امیرقلعه نویی و محمدمایلی کهن این دو را باهم آشتی دهم.
محمد مایلی کهن و امیرقلعه نویی هر دو در تیم ملی از شاگردان علی پروین بوده اند. مایلی کهن علاوه بر بازی برای تیم پرسپولیس در زمان مربیگری پروین به عنوان دستیار وی در تیم ملی و این تیم باشگاه نیز فعالیت کرده است.

آقایان مایلی کهن را برکنار کردند


متاسفانه آقایان از بیانیه دوم آقای مایلی کهن برداشت اشتباهی داشته اند و تصور کرده اند ایشان استعفا کرده است.

در حالی که علی کفاشیان به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال به دنبال انتشار بیانیه شماره دو محمد مایلی کهن از این بیانیه به عنوان استعفا برداشت و با آن موافقت کرد، اما مایلی کهن استعفا نداده است و مسئولان فدراسیون استنباط اشتباهی از آن داشته اند.
نادرفریاد شیران که سالهاست در کنار محمد مایلی کهن فعالیت می کند و نزدیکترین فرد به او محسوب می شود ضمن بیان این مطلب و با تاکید بر اینکه مایلی کهن استعفا نکرده است افزود: متاسفانه آقایان از بیانیه دوم آقای مایلی کهن برداشت اشتباهی داشته اند و تصور کرده اند ایشان استعفا کرده است.
فریادشیران با بیان اینکه این بیانیه به هیچ عنوان به معنی استعفا نیست خاطر نشان کرد: آقای مایلی کهن به هیچ عنوان استعفا نداده است و آقایانی که به دنبال برکناری ایشان بودند اعلام کردند با استعفای مایلی کهن موافقت کرده اند.
وی ادامه داد: اگر فردی متن استعفای مایلی کهن را بیاورد حاضرم 10 میلیون تومان به وی پاداش بدهم. متاسفانه آنهایی که دنبال گزینه های خودشان هستند این بحث را مطرح کرده اند و در حالی که استعفایی مطرح نشده است، از یک بیانیه تعبیر استعفا کرده اند.
فریادشیران ادامه داد: برخی دلالان و افرادی که سود خود را در فوتبال می بینند از خدایشان بود که از یک بیانیه ساده به نفع خود استفاده کنند. حالا می توانند بروند مربی مد نظر خودشان را بیاورند و فوتبال را کاملا پاک نگه دارن

بیانیه شماره یک مایلی کهن

بسمه تعالی
مردم عزیز، قهرمان و دوست داشتی ایران سربلند و همیشه جاوید
این روزها پس از مسابقه شرافت مندانه‌ای که تیم سایپا با جوانان برومند و شایسته اش در برابر رقیب قابل احترام خود انجام داد و به اذعان همه، تیم سایپا صرفاً به ارایه یک بازی کاملاً جوانمردانه و پاک پرداخت، اما متاسفانه چه به هنگام مسابقه (داخل ورزشگاه) و چه پس از آن، طی روزهای اخیر مورد هجوم ناجوانمردانه ترین الفاظ که تنها از شعبان بی‌مخ‌ها و نوچه‌هایشان برمی آمد، قرار گرفته که در صدد آن بر آمدند تا ضعف های فنی خود را به همه کس و همه چیز به غیر از خود، نسبت داده و هر آنچه که خود و نوچه‌هایشان لایق آن هستند با سیاه نمایی هرچه تمام تر به این و آن نسبت بدهند، تاشاید بتوانند ضعف‌های فنی خود را به گونه‌ای از چشم این و آن پنهان داشته و لاپوشانی نمایند. لذا به همین منظور به این آقایان کوتوله و سیاهکار (کل یوم) که حتی فاقد مدرک تحصیلی برای گروهبان قندلی شدن بوده، اما لقب ژنرال را یدک می کشند اعلام می‌دارد تا از گل دقیقه 92 سایپا و از درس و پیامی که آن گل به بزرگی و پنهای ایران عزیز و اسلامی مان به همراه خود داشت پند گرفته و هرچه سریعتر دست از نوچه‌بازی، نوچه‌پروری برداشته و از کارهای ناصواب و عوامفریبی خودداری نمایند.
بدیهی است که هیچ دستی برتر و بالاتر از دست خداوند عزوجل نبوده و اوست که اگر بخواهد کسی را خوار نماید خوار و اگر بخواهد عزیز بدارد، عزیز خواهد داشت و هیچ برگی بدون اراده او بر زمین نخواهد افتاد.
این مطالب شامل همه گنده‌باقالی هایی که به عنوان نوچه در کنار این کوتوله‌ها هستند نیز می‌باشد.
محمد مایلی کهن

کفاشیان: استعفای مایلی کهن پذیرفته شد


محمد مایلی کهن 15 روز پس از پذیرش مسئولیت تیم ملی فوتبال کشورمان صبح امروز از سمت خود استعفا داد.علی کفاشیان، رئیس فدراسیون فوتبال عصر امروز در گفتگویی از پذیرش استعفا مایلی کهن خبر داد و تاکید کرد فدراسیون فوتبال مذاکره با مربیان واجد شرایط هدایت تیم ملی را از سر می گیرد.پیش از انتخاب محمد مایلی کهن به عنوان سرمربی تیم ملی محمود یاوری و امیر قلعه نویی گزینه‌های اصلی هدایت تیم ملی فوتبال کشورمان بودند که در نهایت این مسئولیت به مایلی کهن سپرده شد.

آه علی دایی تیم ملی را که چه عرض کنم دامن همه اسطوره شکنان را خواهد گرفت


مایلی کهن مردی شریف است البته با خصوصیات خاص خود چه اتفاقی افتاده است که اینگونه شده است

آهی که دامن خیلی ها را خواهد سوزانید

متن استعفاي محمد مايلي كهن:من لايق و شايسته سرمربيگري تيم ملي ايران نيستم
به گزارش خبرگزاري فارس، محمد مايلي كهن لحظاتي پيش متن بيانيه شماره 2 خود كه در واقع متن استفعفايش از سرمربيگري تيم ايران محسوب مي‌شود را به شرح زير صادر كرد: بسمه تعالي بيانيه شماره 2 مربي شدن چه آسان، آدم شدن محال است نمي‌دانم چه بگويم، چه بنويسم. به قول مجري محترم برنامه نود، اين روزها بلوايي در فوتبال ما به وجود آمده كه قداست آن را زير سوال برده كه همه آن ناشي از بيانيه احمقي به نام مايلي كهن است. بله؛ محمد مايلي كهن. اين مزدور به مردم و ميهن، كه به يكباره تمام قداست و زيبايي فوتبال ما را شكسته و تنها نيمه خالي ليوان را ديده و همواره فرياد سر مي‌دهد اي مردك (مايلي كهن) چگونه به خودت اجازه دادي با الفاظي مانند گنده باقالي، كوتوله و ... تقدس شعاري حماسي مانند توپ، تانك، فشفشه و ... را از بين ببري. شعار پرمحتوا و زيبايي كه در عين سادگي در مقاطع مختلف كاربرد اساسي داشته؛ نه تنها در روابط با مايلي كهن بلكه ديگران نيز از آن بي‌بهره نمي‌مانند.(داور، بازيكن، مربي و ...) . اي خائن(مايلي كهن) آدم بي‌منطق و نادان چرا و با كدام منطقي توي احمق به هنگام مسابقه تيم سايپا با استقلال تهران، هنگامي كه شعار مي‌دادند توپ، ‌تانك، فشفشه، مايلي كهن و... توي نادان در صندليت نشستي و دم برنياوردي. اي مردك چرا با ديگران هم آواز نشدي و آن شعار را تو نيز سر ندادي، تازه گناه بزرگتر اينكه چرا گوش پسرت (از معدود دفعاتي بود كه در ورزشگاه حاضر مي‌شد) را نكشيدي و به او نگفتي كه پسرم تو هم اين شعار زيبا و بي‌مانند را هم صدا با تماشاچيان فهيم زمزمه كن. توپ، تانك، فشفشه و ... پسرم آنها به دليل حضور مبارك تو در كنار من سنگ تمام گذاشتند و دارند پدرت را بيش از هميشه مورد لطف و تشويق خود قرار مي‌دهند. پسرم هيچ مي‌داني كه پدرت در تمامي دوران قهرماني‌اش اين گونه مورد لطف و حمايت قرار نگرفته بود. به راستي اي مزدور، خائن، گلادياتور، با كدام منطق و جسارتي به خود اجازه دادي كه بازيكنانت بدون غل و زنجير در مسابقات حاضر شوند. اي مردك عقب‌مانده در هزاره سوم با كدام جسارتي اين همه اتحاد و همدلي بين تماشاگران را ناديده گرفته و درصدد آن هستي تا در بين آنها فاصله انداخته و اختلاف به وجود آوري. چگونه است كه چشمانت را بستي و بهترين تماشاگران دنيا را نمي‌بيني. اي بدبخت فلك زده، اي مردك عقب افتاده، بيشتر اين عقب‌افتادگي‌ات به خاطر اين است كه نمي‌خواهيم تماشاگرنماهاي واقعي را از كانال تلويزيوني همسايه ببينيم، هر چند چند بار دعوت شدي و ديدي كه تماشاگرنماها چگونه بازيكنانشان را وقتي گل مي‌زنند مي‌روند و در بغل آنها قرار مي‌گيرند. اگر تماشاگرنماها نبودند كه مي‌بايستي تكه بزرگ بازيكن، گوش او مي‌شد. بيچاره در به در از آن جا مانده، از اين جا رانده. اگر او تماشاگرنما نبود كه فاصله سكوهاي تماشاگران با زمين مسابقه از بين نمي‌رفت و مي بايستي بين آنها خندقي كنده مي‌شد. بله آنها تماشاگرنما هستند كه پس از اتمام بازي براي هر دو تيم دست مي‌زنند. اصلا آنها نه تنها تماشاگرنما هستند بلكه شرف و غيرت و مردانگي ندارند. مگر مي‌شود تيم مورد علاقه‌شان بازي را واگذار كند و او براي تيم خود و رقيبش دست بزند.مگر مي‌شود تيم مورد علاقه‌اش در پايان مسابقه بازي را واگذار كند و رگ گردنش بيرون نزند. مگر نمي‌ديدي كه اين مسابقه آخرين مسابقه تيم مورد علاقه او و تو مي‌باشد. پس بايد بر اساس اصول حرفه‌اي گري از هر طريق ممكن و با هر ترفند در اين مسابقه پيروز از زمين خارج شود. اينها را كه ديدم و شنيدم به خود آمده و گفتم پس اي آدم كوتوله اين اراجيف چه بود كه در بيانيه اول نوشتي. اين همه غوغا و بلوا در فوتبال نجيب و پاك ما بوجود آوردي. از خودت خجالت بكش و به خاطر اين همه پاكي، دوستي، صميميت، اتحاد، مردانگي، تماشاگر خوب، بازيكن خوب، داور خوب، مربي خوب، مدير خوب، ورزشگاه خوب، فدراسيون خوب، روزنامه خوب، خبرنگار خوب، تلويزيون خوب، راديوي خوب و خيلي خوب‌هاي ديگر و به خاطر اينكه قداست اين همه خوبي‌ها‌ را شكستي از همه معذرت بخواه و طلب عفو كن و با صداي بلند بگو من لايق و شايسته مربيگري تيم ملي كشورم نيستم و از اول هم ما اشتباه بوديم. عجيب است كه روده‌درازي مي‌كنم اما اين پسر؛ عليرضا (نوه‌ام) اين شعر را مي‌خواند: يك توپ دارم قلقلي، سرخ و سفيد و آبي، مي‌زنم زمين هوا مي‌ره، نمي‌دوني تا كجا مي‌ره. من اين توپو نداشتم ،‌مشقامو خوب نوشتم ، بابام بهم عيدي داد يك توپ قلقلي داد. بابا ،عليرضاي بهتر از جانم تو هم وقت گير آوردي اما به خودم مي‌آيم و مي‌گويم اين پسر 3 ساله از من كوتوله 55 ساله عقلش بيشتر است. صدايش مي‌كنم و مي‌گويم، عزيزم عجب توپي، عجب صفايي، عجب معرفتي، عجب مروتي، عجب مردانگي، عجب دوستي، بابا عليرضاي بهتر از جانم مي شه به من هم يكي از اون توپ ها را بدي و با همان پاكي و صداقت صميميت و معصوميت تو. محمد مايلي كهن از همه جا رانده و مانده اما يارب نظر تو برنگردد.

سلام

با عرض سلام خدمت تمامی عزیزان و دوستانم
این وبلاگ برای پشتیبانی از وبلاگ www.hejran11.blogfa.com ساخته شده است چرا که روز پیش مورد حمله هکر ها قرار گرفت و برای چند لحظه ای از مدار وبلا گ ها خارج و عکس ها و مطالبی به نمایش گذاشته شد.
من همین جا از کلیه عزیزان پوزش می طلبم و خواهش می کنم که با نظرات رهگشای خود یاری رسان این حقیر در هرچه بهتر شدن این وبلاگ باشم
باتشکر